راه نجات، راه‌حل‌ها نیست شناسایی دقیق مسئله‌هاست!

ما راه‌حل‌ها را پیدا نمی‌کنیم، بلکه آن‌ها را انتخاب می‌کنیم. نکته جالب‌تر اینکه ما مسئله‌ها را هم شناسایی نمی‌کنیم، بلکه برای راه‌حلی که در دست داریم، مسئله‌ای می‌تراشیم! در واقع کسی که یک چکش دارد، همه را به صورت یک میخ می‌بیند!

ما راه‌حل‌ها را پیدا نمی‌کنیم، بلکه آن‌ها را انتخاب می‌کنیم. نکته جالب‌تر اینکه ما مسئله‌ها را هم شناسایی نمی‌کنیم، بلکه برای راه‌حلی که در دست داریم، مسئله‌ای می‌تراشیم! در واقع کسی که یک چکش دارد، همه را به صورت یک میخ می‌بیند!

جوان آنلاین: کانال تلگرامی «تفکر استراتژیک» نوشت: ماریان وقتی مرگ و میر بالای کودکان را در نپال دید، با زحمت زیاد از سوی خیریه خود، دارو‌هایی را برای آنجا طی چندین سال و به طور منظم ارسال کرد، اما بعد از چندین سال هیچ تغییری در میزان مرگ و میر کودکان ایجاد نشد. بعد‌ها مشخص شد که مسئله اصلی در نپال، نبود دارو نیست، بلکه ذهنیت مادرانی است که معتقدند دارو‌های امریکایی را باید با دوز پایین مصرف کرد!

ما راه‌حل‌ها را پیدا نمی‌کنیم، بلکه آن‌ها را انتخاب می‌کنیم. نکته جالب‌تر اینکه ما مسئله‌ها را هم شناسایی نمی‌کنیم، بلکه برای راه‌حلی که در دست داریم، مسئله‌ای می‌تراشیم! در واقع کسی که یک چکش دارد، همه را به صورت یک میخ می‌بیند! مدیری که تنها ابزارش تنبیه است، مشکل اصلی سازمان را «کارکنان زیر کار در رو» می‌داند و همه کارکنان را دزد تصور می‌کند.

بنابراین راه‌حل نجات یک جامعه یا یک سازمان یا یک زندگی، راه‌حل‌ها نیستند، بلکه «شناسایی دقیق مسئله‌ها» ست. ما عاشق راه‌حل‌ها هستیم و این یعنی بطلان! در هر کسب‌وکاری یک یا دو مسئله اصلی وجود دارد که اگر آن‌ها حل شوند بقیه مسائل نیز حل خواهند شد، اما مشکل اینجاست که یا آن مسئله‌ها شناسایی نمی‌شوند یا جرئت حل کردن آن‌ها وجود ندارد. مشکلات امروز همان راه‌حل‌های دیروز است.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *