فرزندمان رفت تا ثابت کند این سرزمین بی‌مدافع نیست

حالا با عنوان مادر شهید بودن افتخار می‌کنم. حس می‌کنم به خدا نزدیک‌تر شده‌ام، چون باید راه پسرم و راه تمام شهدا را ادامه بدهم تا از این امتحان الهی سربلند بیرون بیایم و راضی به رضای خدا باشم. دلتنگی همیشه هست، اما نگاه من به دنیا تغییر کرده است. هنوز درد هست، اما همراه آن، افتخار و مسئولیتی است که مرا سرپا نگه می‌دارد

حالا با عنوان مادر شهید بودن افتخار می‌کنم. حس می‌کنم به خدا نزدیک‌تر شده‌ام، چون باید راه پسرم و راه تمام شهدا را ادامه بدهم تا از این امتحان الهی سربلند بیرون بیایم و راضی به رضای خدا باشم. دلتنگی همیشه هست، اما نگاه من به دنیا تغییر کرده است. هنوز درد هست، اما همراه آن، افتخار و مسئولیتی است که مرا سرپا نگه می‌دارد

خبر آنلاین: در گوشه یکی از کتاب‌هایش نوشته بود: «شهادت آرزوی آخر.» مادر شهید می‌گوید: «این جمله امیرحسین را با خط خودش روی سنگ مزارش حک کردیم.» همیشه می‌گفت مامان دعا کن در جوانی شهید شوم. جنگ ۱۲ روزه چهره واقعی دشمن را روشن‌تر کرد؛ دشمنی که از ایستادگی ملت ایران ترسید و دست به تجاوز زد و فرزندم رفت تا ثابت شود این سرزمین بی‌مدافع نیست. پسرم شب آخر دستش را روی سینه‌ام گذاشت و گفت: «مادرجان، مادر شهید باید قوی باشد، محکم باش.» توصیه‌های شهید سیدامیرحسین موسوی به مادرش شنیدنی بود؛ مادرانی که ستون‌های خاموش مقاومتند. مادر شهید سیدامیرحسین موسوی و پدرش فخرالدین موسوی همراه‌مان می‌شود تا از سبک و سیره پسر شهیدشان برای‌مان روایت کنند. از پاسدار شهید سیدامیرحسین موسوی که در ۳۱ خرداد ۱۴۰۴ به شهادت رسید.

مادر شهید

متولد میلاد امام حسین (ع)

من فاطمه‌سادات موسوی، مادر شهید سیدامیرحسین موسوی هستم؛ شش فرزند دارم. دو پسر و چهار دختر و امیرحسین فرزند آخر و متولد ۴ دی ۱۳۷۵ بود. خیلی دوست داشتیم که خداوند فرزند پسر دیگری به ما هدیه کند تا یار و یاور برادرش مسلم باشد. برای همین پدرش نذر کرد اگر خدا پسری به ما داد، نامش را امیرحسین بگذاریم و هر سال به شکرانه تولد او روز اربعین نذری بدهیم و خدا خواسته ما را اجابت کرد و امیرحسین در شبی بارانی و در ایام میلاد امام‌حسین (ع) به دنیا آمد.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *