۱۴:۴۵ – ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
«نه خانی آمده، نه خانی رفته»؛ ضربالمثلی که داستان جالب پیدایش آن به مردی فقیر و آرزوی خان شدنش برمیگردد.
باشگاه خبرنگاران جوان – «نه خانی آمده، نه خانی رفته» یکی از تعبیرهای قدیمی است که وقتی به کار میرود، معمولاً از نبودن اثر و نتیجهای واقعی یا بزرگنمایی درباره اتفاقی خبر میدهد. اما این عبارت از کجا آمده و چرا پای «خان» به آن باز شده است؟ برای رسیدن به پاسخ، باید سراغ حکایتی قدیمی رفت.
در روزگاران قدیم، مرد روستایی فقیری زندگی میکرد که آرزو داشت روزی مانند خانها و اشراف زندگی کند؛ اما نه ثروتی داشت، نه زمین و دام و نه نوکر و خدمهای. با این حال، خیال خان شدن دست از سرش برنمیداشت و همیشه در ذهن خود زندگیای مجلل و اشرافی را تصور میکرد.
مرد برای رسیدن به این آرزو، تا جایی که میتوانست در هزینههای زندگی صرفهجویی میکرد. یک روز برای فروش محصولات و اجناس خود راهی شهر شد. پس از آنکه کارش را انجام داد، هنگام بازگشت چشمش به بساط خربزهفروشی افتاد. با خود اندیشید: «به جای اینکه پولی برای ناهار بدهم، یک خربزه میخرم و با خوردن آن سیر میشوم.»
