عازم برج حمود شدم. ماههاست منطقه در محاصره است. کسی نمیتواند از منطقه خارج شود. هر روز عدهای از مسلمانان در گذار این منطقه کشته میشوند. فقر و گرسنگی بیداد میکند، شاید ۹۰ درصد مردم، از این منطقه طوفانزده گریختهاند. شهری بمبارانشده، مصیبتزده، زجردیده. شب و روز مورد تجاوز و بمباران!
جوان آنلاین: کانال تلگرامی «تا انتهای افق» نوشت: اولین دستنوشتههای شهید چمران در لبنان برمیگردد به سال ۱۹۶۷ که به شمسی میشود ۱۳۴۶. نه انقلاب اسلامی شکلگرفته بود و نه جمهوری اسلامی ایران برپاشده بود. شهیددکتر مصطفی چمران، در اوج مدارج علمی و دانشگاهی در امریکا وقتی خبر مبارزه لبنانیها را با رژیم جعلی اسرائیل میشنود با آرزوی آزادی قدس شریف از هر آنچه از دار دنیا از تعلقات و خواستهها بوده دست میکشد و به لبنان سفر میکند. درواقع از هر سوی جهان آزادگانی برای این رهایی به این منطقه میشتابند.
این خیلی خیلی مهم است که بدانیم و به دیگران هم منتقل کنیم که قدمت تجاوز و تعدی اسرائیل به سرزمینهای فلسطین و قدمت تعدی و دستدرازیاش به کشورهای همسایهای که با حضور او به مخالفت برخاسته بودند بیش از تولد و عمر جمهوری اسلامی ماست.
در ادامه برشی از دستنوشتههای شهید چمران را از کتاب «خدا بود و دیگر هیچ نبود» مینویسم، اما حقیقتاً در این زمان لازم است این کتاب خوانده شود برای خود و دیگران:
می۱۹۶۷ (۱۳۴۶):
