۱۰ روز بعد از لباس دامادی جامه شهادت پوشید

روز شانزدهم خرداد ماه که مصادف با عید قربان بود عقد کرد و ۱۰ روز بعد یعنی روز ۲۶ خرداد به شهادت رسید. در همین ۱۰ روز هم دائم در مأموریت بود شاید فقط پنج روزش را کنار خانواده بود. روز تشییع پیکر مهدی، مردم واقعاً سنگ‌تمام گذاشتند، دوستانش، همشهریانش، حتی کسانی از شهر‌ها و استان‌های دیگر آمده بودند، همه با عشق و احترام حضور داشتند و من از صمیم قلب از همه آنها سپاسگزارم

روز شانزدهم خرداد ماه که مصادف با عید قربان بود عقد کرد و ۱۰ روز بعد یعنی روز ۲۶ خرداد به شهادت رسید. در همین ۱۰ روز هم دائم در مأموریت بود شاید فقط پنج روزش را کنار خانواده بود. روز تشییع پیکر مهدی، مردم واقعاً سنگ‌تمام گذاشتند، دوستانش، همشهریانش، حتی کسانی از شهر‌ها و استان‌های دیگر آمده بودند، همه با عشق و احترام حضور داشتند و من از صمیم قلب از همه آنها سپاسگزارم

جوان آنلاین: راهی کرمانشاه می‌شوم؛ برای دیدار با خانواده سروان شهید مهدی نوذری به شهرستان هرسین می‌روم. شهید نوذری از نیرو‌های پدافند هوایی ارتش بود. مأموریت این نیرو‌ها پایش مداوم آسمان است؛ مردانی که در جنگ ۱۲روزه در خط مقدم نبرد ایستادند. آنها در لحظه اصابت موشک‌ها تا پای جان پشت دستگاه‌ها ماندند، آگاهانه ایستادند و شجاعانه شهادت را برگزیدند. خانواده شهید مهدی‌نوذری با مهربانی و صمیمیت به استقبال ما می‌آیند. وقتی وارد خانه شهید می‌شوم، پدر شهید را روی تخت جانبازی‌اش می‌بینم؛ مردی که از همان دوران اسارت با درد جانبازی دست‌و‌پنجه نرم می‌کند و امروز راوی سبک زندگی فرزندی است که گوی سبقت را از او ربود و شهادت را در سنگر پدافند هوایی ارتش نصیب خود کرد. در این نوشتار، صفحاتی از زندگی سروان شهید مهدی نوذری از نیرو‌های جان‌برکف این عرصه را تورق می‌کنیم. 

پدر شهید

۳۰ ماه در اسارت بودم 

سال ۱۳۶۷ درحالی که ۲۰سال بیشتر نداشتم در جبهه‌های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، به اسارت سربازان رژیم بعثی عراق در آمدم و حدود ۳۰ ماه اسارت را پشت سر گذاشتم و در اواخر سال ۱۳۶۹ به میهن بازگشتم. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *