زمانی که شهید مجتبی رضیئی به دنیا آمد، پدرش در جبهه بود. هنگام تولد برادر و خواهر کوچکترش هم باز بابا در جبهه بود. مجتبی در یک خانواده انقلابی و مذهبی به دنیا آمد
جوان آنلاین: زمانی که شهید مجتبی رضیئی به دنیا آمد، پدرش در جبهه بود. هنگام تولد برادر و خواهر کوچکترش هم باز بابا در جبهه بود. مجتبی در یک خانواده انقلابی و مذهبی به دنیا آمد. با پدری رزمنده که از پاسدارهای دوره اولی سپاه بود. شهید رضیئی در چنین خانوادهای رشد کرد، قد کشید و خودش نیز به عضویت سپاه حفاظت درآمد. در زندگی این شهید نکات بسیاری نهفته است. او فقط بادیگارد نبود، فرزند پدرومادری بود که او را با عشق اهلبیت (ع) تربیت کرده بودند. مجتبی در کنار احترام زیادی که برای پدرش قائل بود، ارتباط قلبی بسیار نزدیکی با مادرش، کبری احمدی داشت. این ارتباط قلبی به حدی بود که هر روز چند بار با مادر تماس میگرفت و هر مشغلهای که داشت یک هفته بیشتر نمیتوانست تاب دوری مادر را تحمل کند و هرجا بود خودش را به او را میرساند. حالا مادر شهید که همچنان نبودن مجتبی را باور ندارد، در گفتوگو با «جوان» میگوید: «خاص بود و خدا خواص را برای خودش گلچین میکند.»
آقا مجتبی متولد چه سالی بودند؟
پسرم متولد ۲۸ بهمن سال ۵۹ بود. روز سهشنبهای بود که به دنیا آمد. آن زمان پدرش در جبهه بود. بعد از تولد این بچه، همسرم مرخصی گرفت و آمد خانه. ۱۰ روزی بود و بعد دوباره به جبهه برگشت.
پدر شهید زمان جنگ پاسدار بودند؟
بله، سال ۵۸ که ازدواج کردیم، همسرم اولین حقوقش را تازه از سپاه گرفته بود. جنگ که شروع شد، ایشان بارها به جبهه رفتند و موقع تولد هر سه فرزندم جبهه بودند. آن زمان پدرم خدابیامرز زنده بود و یادم است که موقع تولد آقامجتبی پیش خانواده خودم بودم. پدر شهید از پاسدارهای دوره اول سپاه بود. حضور ایشان در مناطق عملیاتی یا دیگر مأموریتها تبدیل به یک عادت شده بود. مجتبی در چنین جوی بزرگ شد و خودش هم خیلی علاقه به جبهه و جنگ داشت. از بچگی عکسهایی با لباس سپاه میانداخت و به اسباب بازی تفنگ و اینطور چیزها خیلی علاقه داشت. دهه ۶۰ و زمانی که شخصیت آقامجتبی شکل میگرفت با جبهه رفتنهای پدرش و فضای دفاعمقدس عجین شده بود؛ لذا پسرم روحیات جهادی را از همان زمان داشت و در وجودش تقویت شده بود.
خود شهید چه زمانی وارد سپاه شدند؟
آقامجتبی از دوران کودکی و نوجوانی عضو بسیج محلات شده بود و آنجا فعالیت میکرد. بعد هم که دیپلمش را گرفت و خدمت سربازی رفت، چند ماهی از خدمتش میگذشت که کارهای عضویتش در سپاه جور شد. یک مدتی دانشکده افسری رفت و نهایتاً هم عضو سپاه حفاظت شد.
