سالی دیگر بر ارتحال عالم مجاهد و پراستقامت، زندهیاد آیتالله حاج شیخ ابوالقاسم خزعلی سپری شد. به واقع هر چه از دوره زیست این پیشگامان انقلاب اسلامی دورتر میشویم، ارزشهای نظری و عملی ایشان بیشتر خودنمایی میکند. همین امر بازخوانی این اصول و مبانی را نیز ضروری میسازد. در گفتوشنود پیشروی دکتر محسن خزعلی فرزند آن بزرگ، به روایت پارهای از دانستهها و خاطرههای خود از سیره نظری و عملی پدر پرداخته است. امید آنکه تاریخ پژوهان انقلاب اسلامی و عموم علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
گفتوشنود حاضر را از این نکته آغاز میکنیم که نقش زندهیاد آیتالله ابوالقاسم خزعلی در نظم بخشیدن به برنامههای حوزه علمیه قم در دوران پیش از انقلاب اسلامی را تا چه میزان مؤثر ارزیابی میکنید؟
همانطور که جنابعالی اطلاع دارید، مرحوم آیتالله خزعلی (رضوان الله تعالی علیه) در شکل گرفتن مدرسه منتظریه (حقانی)، تصنیف برخی کتب درسی حوزههای علمیه، تشکیل جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و پیش از آن در جمع آوری تأییدات برای اعلامِ مرجعیت امام راحل و هماهنگی مراجع وقت با آن بزرگوار و…، نقش کلیدی داشتند. ایشان در آن دوره تاریخی و طی دو روز، ۱۹ ملاقات محرمانه با مرحوم شریعتمداری داشته و پیامهای متقابل وی و امام را منتقل میکردند. آنقدر به استادِ محبوب خود حضرت امام نزدیک بودند که حضرتش بارها از ایشان در جمع با عنوان «خزعلی خودمان» یاد کرده بودند! اما در این مقام مناسب است به نام اساتید آیتالله خزعلی اشاره رود، باشد که بهاذن الله و از سر لطفی که به همه شیعیان اهل بیت داشتند، من و شما را در این عاشورای حسینی (ع) *، نزد حضرت سیدالشهدا یاد کنند: مرحوم آیتالله حاج شیخ هاشم قزوینی، مرحوم آیتالله حاج شیخ مجتبی قزوینی، مرحوم آیتالله حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی، مرحوم حضرت امام خمینی، مرحوم علامه سیدمحمدحسین طباطبایی، مرحوم آیتالله حاج شیخ محمدتقی بهجت و مرحوم علامه شیخ عبدالحسین امینی نجفی (صاحب کتاب شریف الغدیر).
گذشته از آنچه مورد اشاره قرار گرفت، آیتالله خزعلی همواره روایت میکردند: «از اینکه در حوزههای علمیه منجمله حوزه قم، درسهای مختلف دایر بود، اما خبری از درس تفسیر قرآن نبود یا به ندرت بود، رنج میبردم. این نکته را با استادانم در میان گذاشتم. آنان نیز موضوع را قبول داشتند و دستور دادند که بنده وقت خود را بیشتر به تدریس تفسیر اختصاص دهم…». این موضوع در خور توجه است که درس تفسیر آیتالله خزعلی در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، تنها درس تفسیر حوزه علمیه قم بود و ایشان با تسلط به ادبیات عرب – چراکه سالها مطول تدریس کرده و ادیب حوزه شناخته میشد و حفظ قرآن به گونهای که با ذکر شماره آیات، به قرائت آنها بپردازند- به تدریس تفسیر قرآن به قرآن و قرآن به روایات پرداختند که محققان قرآنی امروز حوزه و هفت جلد تفسیر ۶۰۰ صفحهای «انوار جاودان»، از برکات این درس پربرکت به شمار میرود. بسیارند مجتهدین حوزه علمیه قم که تدریس امروز فقه و اصول خود را مرهون دقتهای علمی و محقق پرور آیتالله خزعلی میدانند که علاوه بر تفسیر قرآن، سالها به تدریس کفایه و مکاسب، یعنی بالاترین کتب مرحله سطح حوزه مشغول بودهاند. حضرت آیتالله وحید خراسانی به دامادمان مرحوم حجتالاسلام والمسلمین هادی مروی، در جلسهای عمومی فرموده بودند: «بلاشک آیتالله خزعلی از بسیاری مراجع فعلی حوزه اعلم هستند، اما آنقدر باتقوا و محتاطند که نه تنها رساله نمیدهند که وجوهات شرعیه را که از افراد تحویل میگیرند، روی پاکت نام مرجع تقلید فرد پرداخت کننده را نوشته و به او میرسانند و نسبت به مسئولیت مالی اخروی تا این اندازه محتاط هستند…».
آیا تفسیر «قرآن به قرآن» آیتالله خزعلی چاپ و منتشر شده است؟
بنده هفت جلد از این تفسیر را از نوار پیاده و برای چاپ آماده کردم. دو جلد از آنها در هزار و۳۰۰ صفحه منتشر شد، ولی به رغم همه پیگیریها، پنج جلد بعدی هنوز به انتشار نرسیده است! با اینکه مرحوم والد سالها قبل از رحلت خود، ۲۰ میلیون تومان (پول آن دوره) را برای انتشار تفسیرشان به بنیاد بینالمللی غدیر داده بودند تا چاپ کتابها از حساب بنیاد نباشد، اما فروش و درآمد هر چه بود به حساب خزانه بنیاد برگردد، اما متأسفانه این امر هنوز محقق نشده است. به هرحال این مجموعه شامل دقتها و نوآوریهای ایشان در موضوع تفسیر «قرآن به قرآن» است که در صورت انتشار، ابواب جدیدی را در برابر علاقهمندان میگشاید.
آیتالله خزعلی در اشتغالات علمی خویش چه خصال و ویژگیهایی داشتند؟
ایشان در برنامه خود فوق العاده دقیق و منظم بودند، بهطوری که طلاب ساعت خود را با شروع درس ایشان تنظیم میکردند! در کل و در همه ادوار حیات، خود را سرباز وظیفه اسلام میدانستند که مأمور به انجام تکلیف است و نتیجه برایشان اهمیتی ندارد. در کارها بسیار خلوص نیت داشتند و معتقد بودند این سرمایهای است که قابل قیاس با هیچ ثروتی نیست. مهمتر از همه اینکه ایشان تمام عمرشان را وقف قرآن و معرفی اهل بیت (ع) کرده بودند. همانطور که اشاره کردم، اولین درس تفسیر حوزه علمیه قم را ایشان داشتند. هنوز در آن دوره، مرحوم آیتالله مشکینی و آیتالله جوادی آملی درس تفسیر نداشتند. تفسیر ایشان در آن دوره، به هفت جلد ۶۰۰ صفحهای تبدیل شد که در نوع خود منحصر به فرد قلمداد میشود.
علل پرداختن ایشان به حفظ قرآن و نهجالبلاغه چه بود؟
ایشان بسیار با قرآن و نهجالبلاغه انس داشتند. خاطرم است که در دورهای، امام جماعت مسجدالنبی (ص) حذیفی نامی بودکه با شیعیان زاویه داشت. او در یکی از سفرهای مرحوم والد به حج، آیات مختلف را با شماره آن از ایشان سؤال کرد و پدرم بدون تأمل، این آیات را میخواندند. او حتی در برخی سؤالات گمراه کننده خود، دو آیه را تلفیق میکرد و در باره آن میپرسید! پدر به سرعت میگفتند بخش اول، مثلاً آیه ۱۸۲ سوره بقره و قسمت بعد، جزئی از آیه ۴۳ سوره مائده است! در آخر این جلسه، حذیفی گفته بود: «این فرد معجزه قرآن است!». یک بار هم سر کلاس نهجالبلاغه در دانشگاه امام صادق (ع)، برای اینکه دانشجویان به این کتاب شریف علاقه پیدا کنند، فرموده بودند: «میدانید که حفظ کردن نهج البلاغه، سختتر از حفظ کردن قرآن است. من از امروز شروع میکنم به حفظ نهجالبلاغه و شما هم قرآن را حفظ کنید…». ایشان نهایتاً از دانشجویان سبقت گرفته و کل نهجالبلاغه را حفظ کردند، در حالی که آنها نتوانستند قرآن را حفظ کنند.
