این ها بخشی از اظهارات زن ۳۲ ساله ای است که روز گذشته خود را تسلیم نیروهای انتظامی کرد و پرده از راز یک جنایت برداشت. او که پس از ۲۴ ساعت جنگیدن با وجدان خود، به کلانتری مراجعه کرده بود به افسر نگهبان گفت: دعانویس افغانی را در منزلم کشته ام و هم اکنون جسد او داخل اتاق است.
با اظهارات این زن، بی سیم نیروهای انتظامی به کار افتاد و ماجرای قتل مرد افغانی به نیروهای گشتی اعلام شد. دقایقی بعد زن جوان در خودروی پلیس نشست و مأموران به سمت منزل وی حرکت کردند.با اشاره زن جوان، خودرو پلیس در مقابل منزل وی توقف کرد و مأموران به داخل منزل رفتند. آنان با مشاهده جسد مرد افغانی که به طرز فجیعی کشته شده بود بلافاصله با تلفن همراه قاضی ویژه قتل عمد تماس گرفتند و وقوع یک جنایت را به وی اطلاع دادند.
لحظات به کندی سپری می شد زن جوان سرش را میان دستانش گرفت و در حالی که حلقه های قانون بر دستانش گره خورده بود در گوشه اتاق نشست. گرچه از آینده وحشت داشت اما از این که توانسته بود عفت خود را حفظ کند خوشحال به نظر می رسید. چشمان اشکبارش را با گوشه چادر پاک کرد و در افکار خود غوطه ور شد.
