خبرگزاری میزان – کتاب آسنا و راز کنیسه به نویسندگی سمانه خاکبازان، داستانیست که از دل خیبر روایت میشود. از جایی که نقشهی قتل «امیرالمؤمنین(ع)» را یهودیان کشیدهاند، اما در این ميان یک نفر دلش با «امیرالمؤمنین(ع)» گره خورده است.“«صدقیا» از عالمان و بزرگان یهود است و مردم خیبر برایش احترام زیادی قائل هستند. وقتی از این توطئه با خبر میشود، به یاد روزی میافتد که «علیابنابیطالب(ع)» جان جگرگوشهاش (آسنا) را نجات داد. دیگر دل توی دلش نبود. با خود عهد کرد هر طور شده خبر را به حضرت«علی(ع)» برساند.
شخصیت اصلی کتاب دختری به نام آسنا است که بعد از مرگ پدر و مادرش نزد پدربزرگش «صدیقا» زندگی می کند. در یک روز خاص هنگامی که پدربزرگ قصد خروج از خانه را دارد از دخترک می خواهد اگر تا مدتی به خانه برنگشت به سمت مدینه حرکت کند و به دنبال مردی برود که داستانش را برای او بازگو کرده است. پدربزرگ رازی را در گوش آسنا گفته و از او خواسته نامه ای را حتما به دست آن مرد برساند. آسنا وحشت زده و هراسان به اندازه تمام دل تنگی ها و تنهایی هایش مسیر مدینه را طی می کند…
گزیده ای از کتاب
