ملای مسجد هرروز موعظه میکرد ودر پایان موعظه اش دعا میکرد تا خداوند صاحب رستوران رابه قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی را بر این رستوران کـه اخلاق مردم را فاسد می سازد، وارد کند.
یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود کـه رعد و برق و توفان شدید شد و یگانه جاییکه خسارت دید، همین رستوران بود کـه دیگر بـه خاکستر تبدیل گردید.
ملای مسجد روزبعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد رابه مردم تبریک گفت و علاوه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمیشود.
