مادر وی خانهدار بود و پدرش سمت صفحهآرا در یک چاپخانه را داشت و دومین فرزند ذکور خانواده بود.
شوق نمایشنامهنویسی پای او را به تماشاخانههای لالهزار باز کرد و در آن جا مسحور بازی هنرمندانه جعفر توکل شد و آروز میکرد روزی برسد که توکل در نمایشی به کارگردانی خود او بازی کند.
از همان ایام، حاتمی تصمیم میگیرد روی مایههایی از داستانهای ملی و ایرانی کار کند. موقعی که در کلاس نهم تحصیل میکرد برای آموختن اصول اولیه نمایشنامهنویسی به هنرستان هنرپیشگی تهران میرفت؛ پس از آن به هنرستان آزاد هنرهای دراماتیک رفت.
