هیپنوتیزم با تمرین و تلقین ارتباط مستقیم دارد; البته وجه اشتراك هیپنوتیزم و احضار روح، همان سر و كار داشتن با روح و یا حواس است. اما در احضار روح، روان انسان ها بویژه اموات را، در مجلسى حاضر كرده و از آنان پرسش هایى مى پرسند; البته این ادعاى احضارگران روح است . از نظر علمى دو نظریه در این زمینه وجود دارد:
1 ـ گروهى معتقداند، احضار روح و ارتباط با آن را، به عنوان یك واقعیت مى توان پذیرفت . این گروه به طور اجمال ارتباط با ارواح را مى پذیرند; البته در مدعاى مدعیان و كیفیت این ارتباط، اشكال وارد مى كنند.
2 ـ گروهى هم این مسأله را كاملاً منتفى مى دانند. براى نمونه، گزارش زیر حاصل تلاش یك انجمن علمى در روسیه است. در سال 1875 انجمن فیزیك وابسته به دانشگاه سن پترزبورگ بنا به پیشنهاد مندلیف هیأتى را مأمور مى كند تا درباره احضار ارواح به مطالعه بپردازد و نتایج تحقیقات خود را اعلام كند . یازده دانشمند در این كمیسیون شركت نموده و سرانجام پس از پژوهش هاى فراوان نتایج كار هیأت را به این شرح اعلام مى نمایند: «پس از تحقیقات فراوان و مطالعات و مشاهدات بسیار، به این نتیجه رسیدیم كه پدیده هاى مربوط به ارواح، به علت حركات ناخودآگاه یا اشتباهى ضمیرى مى باشد و احضار ارواح، جز موهومات چیز دیگرى نیست. به این ترتیب ساز و كار اعمال محرك فكر نه تنها موجب انتقال اندیشه مى شود، بلكه بعضى از پدیده هاى روحى را نیز ایجاد مى كند».
