در طول مذاکرات هستهای، ایران همواره به اصول دیپلماتیک پایبند
بوده است، اما وقتی به طرف آمریکایی نگاه میکنیم، میبینیم نهتنها از
تهدیدهای خود نکاسته، بلکه حتی آنها را افزایش هم داده است. چرا آمریکا
اصرار دارد (فارغ از اینکه بتواند یا نتواند) ایران را تهدید نظامی کند؟
این تصور و دیدگاه آمریکاییها باقیمانده از دورهای است که آنها هر
جای دنیا که فکر میکردند باید دخالت کنند، دخالت میکردند و هیچ مانعی هم
سر راه خودشان نمیدیدند؛ بهخصوص بعد از فروپاشی شوروی. بوش پدر در سال
1990 یا 1991 در مراسمی در جمع نیروی دریایی آمریکا حاضر شد و گفت امروز
تنها ابرقدرت در دنیا آمریکاست. آنها با تصور جهان تکقطبی به مسائل وارد
شدند و از آن به بعد دخالتهای غیرمشروع بسیاری، بدون پشتوانهی
بینالمللی، انجام دادند؛ بهخصوص در کشورهای اسلامی از جمله افغانستان،
سومالی و عراق. البته نکتهی مهم این است که در همهی این اتفاقات شکست
خوردند و به اهداف خودشان نرسیدند. در حال حاضر، از آن تصور، تفکر و دیدگاه
دنیای تکقطبی، فقط یک توهم برای آمریکاییها باقی مانده است. در حقیقت
آمریکا به یک «دُنکیشوت» تبدیل شده که فقط در «توهم ابرقدرتی» است و با
تکیه به گذشتهاش، دیگران را تهدید میکند.
در مورد ایران قطعاً این تهدیدها پشتوانهی عملی ندارند. تجربهای که
آمریکا در کشورهای ضعیفتر از ایران دارد، تجربهی شکستخوردهای است. به
همین علت، رئیسجمهور فعلی آمریکا، در همان ابتدای دورهی اول
ریاستجمهوری، یکی از وعدههایش این بود که هر جا نیروهای آمریکایی درگیر
هستند، آنها را به وطنشان برمیگرداند و تا آنجا که ممکن است، از
دخالتهای نظامی در دنیا کم میکند. لذا این نوع ادعاها با سیاست کلی آنها
مغایرت دارد. ایران سابقهی طولانی از شنیدن این نوع تهدیدها دارد و امروز
این تهدیدها بیپشتوانهترین تهدیدها در طول تاریخ انقلاب اسلامی است.
بنابراین نکتهی اول این است که جرئت عملی کردن این تهدیدها را ندارند.
