چوب خط زندگی ام گرچه افزون می شود!
یک نفر بار گران بر شانه هایم می نهد
باید عاشق بودن اینجا رو از جا برکنم
وعده وصلم کَس از پستوی هجران می دهد
نبض آرام دقایق در مدار لحظه ها
آنچنان قلبی که عاشق میشود او می زند
لذتی بالاتر از عشقی که دادی نیست نیست
از تو ای آرام جانم! مهربانی می وزد
