اگر چهار شاهد عادل وجود نداشت، حکم آن در قرآن این گونه بیان شده است: “
والَّذینَ یَرمونَ اَزوَجَهُم ولَم یَکُن لَهُم شُهَدأُ اِلاّ اَنفُسُهُم فَشَهـَدَةُ اَحَدِهِم اَربَعُ شَهـَدَتٍ بِاللّهِ اِنَّهُ لَمِنَ الصّـَدِقین # والخـَمِسَةُ اَنَّ لَعنَتَ اللّهِ عَلَیهِ اِن کانَ مِنَ الکـَذِبین; (نور، 6 و 7)
کسانی که همسران خود را متهم ]به عمل منافی عفت میکنند[ و گواهانی جز خودشان ندارند، هر یک از آنان باید چهار مرتبه به نام خدا شهادت دهند که از راست گویان است; و در پنجمین بار بگوید: لعنت خدا بر او باد اگر از دروغ گویان با شد.” پس از این پنج شهادت مرد، زن میتواند این اتهام را با پنج شهادت دیگر از خود نفی نماید. این شهادتها در محکمة عدل و در حضور قاضی انجام میگیرد، که در اصطلاح فقه به آن “لعان” گفته میشود. در صورتی که مرد و زن در حضور قاضی این شهادتها را اجرا کنند، زن و مرد بدون نیاز به صیغة طلاق فوراً از هم جدا میشوند. زن برای همیشه بر مرد حرام میشود و ازدواج مجدد میان آن دو امکان ندارد. حد قذف (مجازات اتهام زنا به زن پاک دامن) از مرد و حد زنا از زن برداشته میشود، و اگر از این ماجرا فرزندی به وجود آمده باشد از مرد منتفی و به او نسبتی نخواند داشت; ولی نسبتش با زن محفوظ است. البته اگر زن از پنج شهادت خود داری کرد، حد زنا بر او جاری میشود. موضوع “لعان” احکام و مسائل دیگری دارد که برای آگاهی از آنها باید به کتابهای فقهی رجوع نمود.(ر.ک: تحریر الوسیله، امام خمینی، ج 2، ص 359 ـ 362، مؤسسة اسماعیلیان / تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 14، ص 377 ـ 385، دارالکتب الاسلامیة.)
