در ادامه تحقیقات مادر رزیتا در حالی که بهشدت ترسیده بود و مرتب گریه میکرد به ماموران گفت: ما دوست نداشتیم دخترمان با بهنام ازدواج کند. وقتی رزیتا با بهنام از خانه رفت تصور میکردیم سرش به سنگ بخورد و چهره واقعی بهنام را بشناسد.
گزارش وقوع یک قتل ساعت 8 صبح دیروز به ماموران کلانتری 106 نامجو اطلاع داده شد. آنها بلافاصله موضوع را در دستور کار قرار دادند و به همراه بازپرس کشیک قتل راهی محل حادثه در خیابان نظامآباد شدند. با حضور ماموران در محل حادثه، آنها با جسد یک دختر جوان روبهرو شدند. کنار جسد این دختر نیز، پیکر نیمه جان یک پسر جوان نیز مشاهده شد که با مرگ دست و پنجه نرم میکرد. بلافاصله پسر جوان به بیمارستان منتقل شد، اما در راه رفتن به بیمارستان جان خود را از دست داد.
بنابراین کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی و بازپرس جنایی تجسسهای خود را در این زمینه آغاز کردند. تحقیقات نشان داد که این دختر و پسر جوان به نام رزیتا و بهنام 23 و 30 ساله با شلیک گلوله به سرشان جان خود را از دست دادهاند. بنابراین کارآگاهان جنایی با توجه به حساسیت موضوع به بررسی این ماجرا پرداختند. مردی که با پلیس تماس گرفته بود و ماجرای این جنایت را به آنها گزارش داده بود در تحقیقات به کارآگاهان گفت: من برادر بهنام هستم. من دو سال پیش با خواهر رزیتا آشنا شدم و با هم ازدواج کردیم. پس از ازدواج ما بود که بهنام با رزیتا آشنا شد. پس از گذشت مدتی متوجه شدیم که رزیتا و بهنام بهشدت به هم علاقهمند شدهاند و قصد دارند که با هم ازدواج کنند. زمانی که موضوع عشق آنها فاش شد، بلافاصله خانواده رزیتا مخالفت سرسخت خود را با این ازدواج اعلام کردند.
