«وفاق ملی» شعار یا گفتمان؟
بهعنوان نمونه دولت خاتمی با گفتمان جامعه مدنی روی کار آمد و طی سالهای فعالیت نیز میشد نمود بارز این گفتمان را در اقدامات و عملکردهای دولت و دولتمردان دید. یا دولت حسن روحانی با گفتمان اعتدال تشکیل شد و تلاش کرد که تا پایان دولت نیز بر پایه همین گفتمان پیش برود و در انتصابات و عملکردها نیز این مساله را لحاظ کند. اما مساله مهم در شرایط حاضر که دولت مسعود پزشکیان روی کار است همین مساله عدم داشتن گفتمان از سوی دولت است. به عبارت دیگر رئیسجمهور یا دولتمردانش هیچیک نیامدهاند تشریخ کنند که گفتمان دولت چیست و قرار است دولت بر چه مبنایی در حوزههای مختلف پیش برود. تنها چیزی که از مسعود پزشکیان و دولتمردانش شنیده میشود واژهای است تحت عنوان «وفاق ملی» که هیچ توضیح و تفسیری نیز در این خصوص حداقل تا کنون ارائه نشده است. به بیان دیگر رئیسجمهور نیامده وفاق ملی را برای جامعه تئوریزه کند که اساسا وفاق ملی چیست؛ چه هدفی از طرح این معنا در قالب گفتمانی دولت متصور است؛ با وفاق ملی چه چیزی را دنبال میکند و در نهایت نمود بیرونی این گفتمان در جامعه چگونه پیادهسازی میشود؟ لذا بسیاری معتقدند وفاق ملی نه گفتمان دولت پزشکیان بلکه شعاری است که دولت دوست دارد در اقدامات و تصمیمها بر پایه و مبنای آن عمل کند. چه اینکه مشاهده کردیم در ماجرای انتخاب اعضای کابینه یا انتصابات تلاش دولت بر همین مبنا بود. البته وفاق ملی بهعنوان شعار محوری دولت که بر پایه آن عمل کند خوب است؛ اما نه اینکه این مساله کل سیاستهای حاکم بر دولت را بگیرد و دولت نیز نتواند از آن استفاده مطلوبی ببرد. واقعیت امر بر آن است که با گذشت 100 روز از دولت پزشکیان و نوع واکنشها به وفاق ملی دولت به وضوح میتوان گفت که وفاق ملی آنطور که مدنظر رئیسجمهور بوده درک و مهمتر از آن پذیرفته نشده است. لذا به جهت فقدان تعریف واحد مورد پذیرش همه؛ بسیاری از جریانات یا گروهها و دستگاهها تعریف و قرائت خود را از وفاق ملی ارائه میکنند و بر پایه آن دست به اقدام میزنند. به بیان سادهتر مخالفان، منتقدان و… اساسا تعریف پزشکیان و دولتمردانش از وفاق را قبول ندارند که بخواهند پذیرا باشند؛ بلکه آنها وفاق ملی را صرفا تا جایی قبول دارند که منافعشان تامین شود و اگر جایی هم منافعشان تامین نشد کلا زیرمیز میزنند و منویات خود را پیش میبرند. نمونه بارز این مساله را میتوان در نوع مواجهه مجلس با دولت در موضوع انتصاب محمدجواد ظریف بهعنوان معاون راهبردی دولت دید که با وجود تاکیدات بسیار رهبری بر هماهنگی و همکاری با دولت؛ اما دیدیم که نمایندگان چگونه وفاق ملی را زیرپا گذاشته و با حملات و هجمههای مختلف به ظریف در مقابل دولت ایستادند و قاطعانه لایحه یک فوریتی دولت را با 273 رای کنار زدند. چه اینکه این اتفاق نیز با واکنشهای بسیاری روبهرو بود و اکبر منتجبی فعال رسانهای در ایکس نوشت: «امیدوارم دکتر پزشکیان متوجه باشد که برخی به پروژه وفاق او نگاه ابزاری دارند. برای آنها وفاق وقتی خوب است که منافعشان تامین شود! غیر از این باشد به آن پشت پا میزنند. مجلس چنین کرد تا ظریف را از دولت و رئیسجمهور جدا کند. پزشکیان متوحه خواهد شد؟»
