بر این اساس با توجه به دگرگونی های حوزه دیپلماسی و
توافق هسته ای و در مقابل آن حوادث و رخ
دادهای منطقه ای آن چیزی که باید از آن بعنوان یک ضرورت یاد شود و تمزکز خاصی را
در عرصه تدوین استراتژیک و تاکتیک می طلبید شناخت الگو و هدف های جنگ نرم ایالات
متحده علیه جمهوری اسلامی ایران است.
این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است که برخی
تصور می کنند با روند جمع بندی مذاکرات هسته ای بین ایران و کشورهای 1+5 که آمریکایی
ها به نوعی طرف اصلی این ماجرا بودند؛ شاهد تغییر شگرفی در حوزه تقابل ایران و
ایالات متحده در همه حوزه به ویژه در عرصه نبرد و جنگ نرم هستیم؛ اما اگر با نوعی
نگاه تیزبین به واقعیتهای روندهای امروز منطقه بنگریم به سادگی در خواهیم یافت کشوری
مانند ایالات متحده با چالشهای ماهوی با نظام ایران و پیگیری منافع بلند مدت
اقتصادی و امنیتی در جهان بدون هیچ تردیدی سعی می کند به اهداف خود با همه ابزاها
و روشها به ویژه در عرصه جنگ نرم از بعد بین الملل از طریق تصویرسازی از واقعیت
های موجود دست یابد.
به صورت کلی می توان گفت ایالات متحده آمریکا با ترسیم یک
استراتژی بلند مدت در حوزه جنگ نرم با ابزارها و روش های گوناگون بخصوص با سویه ای فرهنگی دو دسته هدف را در روند چالش خود با نظام ایران دنبال می کند؛ که
در این راستا دور کردن مردم ایران از حکومت و تضعیف مسئولان کشور و به اشتباه
انداختن آنها در اتخاذ تصمیمات صحیح در عرصه داخلی و در عرصه بین الملل منطقه تضعیف
جمهوری اسلامی ایران طریق تصویر سازی برای
دست یابی به اهداف تعقیب میشود.
با توجه به گوناگونی ابعاد، عرصه ها, روش و اهداف جنگ
نرم سوالی که در شرایط فعلی منطقه ای باید به طرح و پاسخگویی آن با در نظر گرفتن
واقعیت های اقدام نمود؛ این سوال است که، امروز هدف امریکا در عرصه جنگ نرم؛حمایت
و برجسته سازی رسانه ای اقدامات جریان های ترویستی مانند داعش در منطقه چیست؟
آمریکا از دامن زدن به شیعه هراسی و ایران هراسی و تصویر سازی غلط در جهت ایجادجنگ های نیابتی
در یمن، سوریه, عراق چه هدفی را پیگیری می نماید؟
برای پاسخگویی به این سوالات باید تغییر نوع نزاع و چالش در منطقه را مورد بررسی
قرار دهیم؛که اگر نزاع اعراب و رژیم صهیونیستی بر سر
فلسطین را یکی از گسترده ترین و طولانی ترین بحرانهای منطقه ای و بین المللی بدانیم
که حل آن جایگاه مهمی در سیاست خارجی ایالات متحده داشته و اسراییل متحد راهبردی
آمریکا در منطقه محسوب می شود.
در نتیجه تأمین امنیت آن مهم ترین اولویت سیاستهای
منطقه ای آمریکا بوده است که در این مسیر جمهوری اسلامی ایران با توجه به مبانی
ایدئولوژیک خود بر حمایت از حقوق فلسطینیان تأکید داشته،که همین امر یکی از عوامل تقابل
ایران و ایالات متحده در منطقه خاورمیانه است؛ که واشنگتن سعی کرده است در
سالهای اخیر با
توجه به تغییر معادلات منطقه ای و احساس نگرانی عمیق از تحکیم محور ایران، عراق،
سوریه، لبنان و فلسطین با کمکگیری از توان و روش های جنگ نرم کانون منازعه را از
حالت عربی- اسرائیلی به اسلامی- عربی یا
عربی – ایرانی و سنی و شیعی تغییر دهد.
