هنگامه خدابنده
رف آن کردند بسیار موفق عمل کردند. هر دوی آن ها هم درآمد قابل توجهی داشتند.
با این همه یکی از آن ها از نظر مالی تمام عمر درگیر مشکلات بود. دیگر هم یکی از ثروتمندترین مردان هاوایی شد. یکی از آن ها وقتی فوت کرد ده ها میلیون دلار برای خانواده اش و کلیسایی که برای اجرای مراسم مذهبی به آن می رفت و موسسات خیریه به جای گذاشت. دیگری هم کلی قبض و صورت حساب به ارث گذاشت که باید پرداخت می شدند. هر دوی این مردها قوی، کاری، دانا و تاثیرگذار بودند. هر دوی آن ها به من مشاوره می دادند اما موضوع مشورت شان یکی نبود. هر دوی آن ها قویا به آموزش اعتقاد داشتند اما منظورشان از آموزش یکی نبود. اگر قرار بود فقط یکی از این دو پدرم باشد باید توصیه هایش را یا قبول می کردم یا رد. با وجود دارا بودن دو پدر از این بخت برخوردار بودم که دیدگاه های متفاوت یک پدر پولدار و یک پدر بی پول را با هم مقایسه کنم.
