پشت هر نمایش زنجیرهای از شغلها و تخصصهای گوناگون ردیف شده است
«تئاتر را تنها نگذارید»؛ این جملهایست که این روزها بسیار میشنویم. اما اگر بخواهیم صادق باشیم، در روزگاری زندگی میکنیم که صحبت کردن از هنر نمایش و اساساً هنر ـ برای بسیاری دشوار شده است. با این حال، نمیتوان از آن گذشت. همه ما میبینیم و حس میکنیم که برای بخش بزرگی از جامعه، هنر دیگر مانند گذشته در اولویت نیست؛ چراکه مسائل و دغدغههای سنگینتری در زندگی روزمره مردم شکل گرفتهاند. تا جایی که حتی گاهی تردید دارم مخاطبان جدی تئاتر نیز همچون گذشته اخبار اجراها را دنبال کنند.
در روزگاری که هنر بیش از هر زمان دیگری به پناهی برای امید زنده تبدیل شده، میخواهم از نمایشی سخن بگویم که نامش برای بسیاری آشناست؛ نمایشی که بیش از یک سال برای شکلگیری آن، تلاش، تمرین، هماهنگی و عشق صرف شده است، اما درست در لحظهای که باید به دیدار مخاطب برسد، با آسیبهایی جدی و ناخواسته روبهرو شده است.
امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است بدانیم که حمایت از یک نمایش، تنها حمایت از یک محصول سرگرمکننده کوتاهمدت نیست؛ بلکه حمایت از استمرار فرهنگ، از باقی ماندن صدای انسان در میان هیاهوی بحران، و از زنده نگه داشتن این باور است که جامعه هنوز میتواند گرد هم بیاید، روایت بشنود، خیال کند و در تاریکی روزگار، نوری کوچک، اما واقعی روشن نگه دارد. نمایش ما نیز به همین نور نیاز دارد؛ به حضور مردم، به خرید بلیت، به دیده شدن، و به این که بگوییم: هنر هنوز مهم است، هنوز زنده است و هنوز ارزش حمایت دارد.
شایان بهمنی
کارگردان تاتر
منبع :بازارکار جهاد دانشگاهی
