علیرضا طیب
انند طبقات تجاری و صاحبان حرفه های دفتری شهرنشین را پایگاه اجتماعی خود قرار نداد؛ یعنی نظر هیچ طبقه ای در اداره امور کشور دخیل نبود تا قدرت سیاسی و حکومت، مشروعیت خود را از آن بگیرد.
برعکس، رژیم پایگاه اجتماعی خود را از دست داد، همه قدرت ها و اختیارات را در دست خود متمرکز کرد و هر روز بیش از پیش همه طبقات اجتماعی و عملا همه جامعه را نسبت به خود دشمن یا ( به نسبت هرچه کمتر و کمتری ) بی تفاوت ساخت. تغییری که رخ داد تغییر از دموکراسی به دیکتاتوری نبود بلکه نظام مشروطیت محدود ( چیزی شبیه دیکتاتوری های اروپایی ) به حکومت خودکامه تبدیل شد. درآمدهای رو به رشد نفتی که بعدها ارقام سرسام آوری پیدا کرد و آزادانه به دست دولت می رسید و به دست همان، توزیع می شد، سربرآوردن دوباره حکومت خودکامه را تسهیل و تقویت می کرد. ولی حکومت خودکامه، زاده این درآمدها نبود، چه این نظام در تاریخ ایران پدیده ای عادی و طبیعی بود. درواقع، پیش از آن نیز یک بار دیگر در پایان دوران حکومت قانونی در فاصله اواخر دهه ۱۳۰۰ خورشیدی ( ۱۹۲۰ میلادی ) و سال ۱۳۲۰ ( ۱۹۴۱ میلادی ) روند مشابهی پا گرفته بود.
کتاب تضاد دولت و ملت
مترجم:
