پاپ‌کرن با مزه‌ی ابتذال یا کلیپ نوستالژیک؟

«نهنگ عنبر» از آن مواردی است که سینما در آن، قربانی نوعی تنبلی ناشی از نگاه تقلیل‌گرایانه شده است. نگاهی که «نهنگ عنبر» را محدود کرده است به یک کلیپ نوستالژیک با هنرنمایی «رضا عطاران» و «مهناز افشار» در حالی‌که پلات جدی یا غایت دراماتیکی در کار نیست و چیزی که می‌ماند ابتذال ناشی از بیهودگی است.
پنجشنبه 22 مرداد 1394 13:02 ساعت

«نهنگ عنبر» از آن مواردی است که سینما در آن، قربانی نوعی تنبلی ناشی از نگاه تقلیل‌گرایانه شده است. نگاهی که «نهنگ عنبر» را محدود کرده است به یک کلیپ نوستالژیک با هنرنمایی «رضا عطاران» و «مهناز افشار» در حالی‌که پلات جدی یا غایت دراماتیکی در کار نیست و چیزی که می‌ماند ابتذال ناشی از بیهودگی است.

«نهنگ عنبر» از آن مواردی است که سینما در آن، قربانی نوعی تنبلی ناشی از نگاه تقلیل‌گرایانه شده است. نگاهی که «نهنگ عنبر» را محدود کرده است به یک کلیپ نوستالژیک با هنرنمایی «رضا عطاران» و «مهناز افشار» در حالی‌که پلات جدی یا غایت دراماتیکی در کار نیست و چیزی که می‌ماند ابتذال ناشی از بیهودگی است.
محمد رضوانی ­پور-گروه فرهنگی رجانیوز: این روز‌ها اکران فیلم «نهنگ عنبر» ساخته‌ی «سامان مقدم» باعث شده تا هم انتظارات سازندگان آن از گیشه برآورده شود و هم صدای خنده و قهقهه در گوش سالن‌های سینما بپیچد. اما آیا این خنده‌، عمیق و ماناست یا سطحی و زودگذر؟
 
به گزارش رجانیوز، با نگاهی به فیلم‌نامه‌ی «نهنگ عنبر» که جوهره‌ی اصلی اثر را می‌سازد، همان ابتدا درگیر فراز و فرود پیرامونی دو شخصیت اصلی با بازی «رضا عطاران» و «مهناز افشار» خواهیم شد که سناریو به طرز عجیبی بر مخفی ماندن هویت و شناسنامه آن‌ها پافشاری می‌کند. بنابراین گرچه در تمام طول فیلم مخاطب منتظر است تا این دو کاراکتر ذره‌ای از تیپ‌های مرسوم فرا‌تر بروند و اعمال و قصه‌ی عجیب زندگی‌شان کمی باورپذیر شود و به دنبالش خنده‌های بیننده نیز واقعی‌تر، اما زهی خیال باطل که فیلمساز تمام ظرفیت‌ها را صرف خرده موقعیت‌هایی می‌کند که بدون سیر مشخص و پشت سرهم می‌آیند و سریعا هم تمام می‌شوند.
 
به عنوان نمونه، داستانک‌هایی مانند جبهه رفتن شخصیت «ارژنگ» یا روزنامه‌نگار شدنش هنوز شروع نشده تمام می‌شوند. انگار بایستی اجزای کوچک و خام فیلم‌نامه سریعا جای خود را به دیگری دهند تا فرصت به همه برسد! حتی اگر این کار به قیمت در سطح برگزار شدن همه‌ آن‌ها باشد و فیلم مجبور شود تکیه خود را بر دوش نریشن‌هایی از زبان ارژنگ بگذارد که قرار است تمام تحولات، رخداد‌ها و اطلاعات را به صورت یک‌جا و تزریقی به مخاطب برسانند. 
 
از طرفی، فیلمساز تصور کرده با قرار دادن چند پیکان نارنجی قدیمی در صحنه و برپایی اندک دکوری ناشیانه فضاسازی کرده است. خلق اتمسفر دراماتیک پیش‌کش، وظیفه‌‌ی همه‌ی عوامل از کارگردان و فیلم‌بردار تا تکنسین‌های سر صحنه است که اندکی بیشتر تلاش کنند تا تابلوهای راهنمایی و رانندگی جدید، نوع خط‌کشی‌ خیابان‌ها، بافت شهری تهرانِ امروز و جالب‌تر از همه، سر در مرکز خریدی مدرن در گوشه‌ای از بک‌گراند سوژه، آن هم در دهه ۶۰ توی ذوق نزند!
 
 
اما علی‌رغم همه‌ی این‌ها به لطف توانمندی بازیگران هم که شده، در ابتدا به نظر می‌آید بد نیست که «نهنگ عنبر» در برنامه‌ی تفریحی آخر هفته‌ مخاطب قرار گیرد تا او خوش بگذارند.  البته که فراهم آوردن این سرگرمی نیز وظیفه اصلی سینماست. اما قضیه هنگامی متفاوت می‌شود که روند نابهنجار زندگی شخصیت‌ها، به دلیل روایتِ شاخه شاخه‌ی فیلم که از لحاظ اطلاعات‌دهی به‌مانند اقیانوسی پهناور به عمق یک سانتی‌متر است، به مرور زمان عجیب و غریب، و بعد تحمل آن سخت می‌گردد.
 
به طور مثال، شخصیت اغراق‌شده‌‌ی «رضا ناجی» که هیچ هویتی از خود ندارد و در عین بیگانگی با ساختار فیلم و ذهن مخاطبان، هر جا لازم باشد روی قصه هبوط می‌کند و گرهی را باز می‌کند، چرایی جبهه رفتن اجباری ارژنگ و از جنگ برگشتنش به همراه تحولی باسمه‌ای، ازدواج او با دوست رویا و سپس طلاق خیانت‌کارانه به محض برگشتن رویا از سفر، حماقت پشت چهره‌ی رویا در لحظاتی که انگار از سال‌های کودکی تا به الان و بعد از این همه شکست عاطفی متوجه علاقه‌ی ارژنگ به خودش نشده است و یا مثلا این‌که مشخص نیست چه گوهری در وجود آن عکاس یا دندانپزشک نهفته بود که زن‌های فیلم (از جمله هانیه توسلی در نقش مادر!) تا این حد مضحک و منزجرکننده به اصول پشت‌پا می‌زنند و دل به عشق در یک نگاه می‌دهند؟! اصلا آیا اصولی هم دارند؟ آیا فیلم از منطق داستانی خاصی پیروی می‌کند که به تبع آن، با آن خط‌کش، آدم‌های قصه را بتوان مورد سنجش قرار داد و با آن‌ها ارتباط برقرار کرد؟
 
 
موارد مذکور از جمله موضوعاتی هستند که جزو پایه‌های روایی فیلم به حساب می‌آیند، اما به‌شدت سطحی پرداخت شده‌اند و در نتیجه غیرقابل هضم و حوصله‌سربر هستند. اغراق و کاریکاتوریسم در خلق شخصیت‌ها، یک خصیصه‌ی اصلی در ژانر کمدی است. اما اگر این مساله با خام‌دستی و سهل‌انگاری در پرداختن به آن‌ها و اطلاعات دهی به مخاطب، اشتباه گرفته شود تا جایی که مخاطب از فرط عدم درک آنچه روی پرده رقم می‌خورد، آن را پس بزند، باعث می‌شود تا اثر رو به زوال می‌رود. چه بسا که اگر فیلم می‌توانست متناسب با درون‌مایه‌ی خود منطقش را استوار سازد، می‎شد با همین اتمسفر جفنگ نیز همراه گشت، ولی اینجاست که ابتذال فرم اثر در زمینه‌ی ضعف شخصیت‌پردازی، روایت چندپاره‌ای که اغلب هرز می‌رود و بی‌منطقی روایی، به ابتذال محتوا می‌انجامد. البته یک فیلم می‌تواند نمایانگر انواع زشتی‌ها و پلشتی‌ها باشد، اما به تناسب نوع برخوردش با آن‌ها، در عین حال شریف بماند. اما در این‌جا این حجم از بی‌بندوباری، بی‌اخلاقی و به طور کلی لحظات سانتی‌مانتالِ بدون پشتوانه‌ی عقلانی، بدون پرداخت در بستر درام‌‌ رها می‌شوند و ابهام حاصل از این روند، آن‌ها را تلخ می‌کند و توی ذوق می‌زند.
 
به طور کلی دنبال کردن زندگی یک پرسوناژ طی سالیان دراز، آن هم در ایران و با توجه به گذار فرهنگ مردمی از سنت به مدرنیته، ایده جذابی به حساب می‌آید. اما «نهنگ عنبر» از جایی ضربه می‌خورد که نوستالژی بازی‌هایش با مد و استایلِ پوشاک قدیمی، خواننده‌های لس‌آنجلسی، نوارهای ویدئو و البته عطارانی که با حرکات و ژست‌های زیرکانه‌اش خوب بلد است از مخاطب خنده بگیرد، ماهیت ابزاری خود را در متن اثر از دست می‌دهند و تبدیل به اصل و هدف برای فیلمساز می‌شوند. در نتیجه اولین مسئله این است که یک طرح داستانی قوی و منسجم جای خود را به موقعیت‌های ریز و درشتی می‌دهد که غالبا روی دوش بازیگرانی‌ست که با طنازی، لودگی یا رقص و آواز جولان می‌دهند یا در بسیاری از موارد هم با نماهنگ‌هایی اسلوموشن روبه‌رو می‌شویم که صرفا می‌خواهند خاطرات قدیم‌الایام را زنده کنند و کارکرد دیگری ندارند.
 
 
«نهنگ عنبر» از آن مواردی است که سینما در آن، قربانی نوعی تنبلی ناشی از نگاه تقلیل‌گرایانه شده است. نگاهی که «نهنگ عنبر» را محدود کرده است به یک کلیپ نوستالژیک با هنرنمایی «رضا عطاران» و «مهناز افشار» در حالی‌که پلات جدی یا غایت دراماتیکی در کار نیست و چیزی که می‌ماند ابتذال ناشی از بیهودگی است.

منبع  : رجا نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *