
نگوییم خیانتی ناآکاهانه بود. . از مجیدی انتظار نمی رفت فقط یک بعد از
زندگی
پیامبر را معرفی کند. یا باید همه زندگی پیامبر را با هم به دنیا معرفی
کرد و یا به یاد آورد ه زندذگی پیامبر تجلی لااله الالله است. که هر بخش
آن را جداگانه در نظر بگیرید کفر است و با هم که باشد توحید است.
ای کاش مجیدی به جای اینهمه اصرار بر یک بخش زندگی پیامبر بخشی از حکومت
ایشان را به تصویر می کشد.
پآنچه در دنیا الان مورد بحث و هجمه است هم دقیقا سبک تمدنسازی پیامبر
است نه کودکی ایشان.
با همین با عرض معذرت، به نظر می رسد مجیدی ناخواسته به دام معرفی یک
بعدی اسلام افتاده است.
معرفی چهره ای از پیامبر که فقط رافت دارد ولی خلع سلاح شده است و شمشیر
در دست ندارد دقیقا در راستای اراپه چهره لیبرالی از اسلام است.
اسلام دین رحمت است نه دین رافت. و چه قدر فرق است میان رافت و رحمت.
رحمت همان مهربانی برای سعادت شخص است ولو ظرهش خشن باشد. رحمت این است
که مثلا باید به زور به بچه آمپول زد ولو گریه و زاری کند. اما رفات این
است که بگوییم چون بچه دوست ندارد و می ترسد بگذاریم مریض بماند و از
میکروب پاک نشود!
لهذا اسلام با خشپونت هر چه تمامتر رحمت خدا را پیاده می کند و می گوید
رافت را کنار بگذارید :”الزانية والزاني فاجلدوا كل واحد منهما مائة جلدة
ولا تأخذكم بهما رأفة في دين الله إن كنتم تؤمنون بالله واليوم الآخر
وليشهد عذابهما طائفة من المؤمنين “
این اجرای حدود هم گناهکار و هم جامعه را پاک می کند.لهذا وقتی یکی از
مسلمانان به دلیل گناهی مشمول حد شد و اعدام گردید ، عده ای به او به
حسدش بی احترامی کرده و طعن می زدند اما پیامبر خدا به آنها فرمود
برادرشما از گناهش پاک شد و الان در رحمت خداوند است.
همین پیامبر بود که گردن می زد و همین پیامبر بود که برده می گرفت و جزیه
برقرار می کرد. ممکن است عده ای بدشان بیاند همه اینها حکیمانه و عین
رحمت برای مردم دنیا بود.
