مجید فتحی
از خلال گفتوگوهایی دربارهی شطرنج، ایدههای بنیادین ریاضی و حتی اشارههایی به قضیهی ناتمامیت گودل، دوکسیادیس ریاضیات را بهمثابه تلاشی انسانی، رازآلود و پرمخاطره تصویر میکند. یکی از مضامین مرکزی اثر، وسواس فکری است؛ نیرویی دوگانه که میتواند ذهن را به والاترین سطوح خلاقیت برساند و همزمان زندگی فرد را در خود حل و نابود کند. رمان همچنین مرز مبهم میان نبوغ و شکست اجتماعی را میکاود و این پرسش را پیش میکشد که موفقیت در زندگی فکری چگونه تعریف میشود و چهکسی حق داوری دربارهی آن را دارد. رابطهی میان راوی و عمویش، بهعنوان پیوندی میاننسلی، به متن عمقی عاطفی میبخشد و نشان میدهد که تلاش برای فهم دیگری، اغلب همزمان تلاشی برای فهم خویشتن است. با وجود آنکه حضور مفاهیم ریاضی ممکن است برای برخی خوانندگان چالشبرانگیز باشد و پایان باز و تأملی کتاب از حلوفصل روایی کلاسیک فاصله بگیرد، «عمو پتروس و حدس گلدباخ» اثری ماندگار باقی میماند؛ رمانی که ماجرای ذهن، اشتیاق انسانی و بهای جستوجوی مسائل حلناشدنی را در هم میآمیزد و فراتر از موضوع ریاضی خود، به پرسشهای بنیادین معنا، هدف و شکست در زندگی انسان میپردازد.
کتاب عمو پتروس و گلدباخ
مترجم:
