ماجرای «گمشده» این روزهای مردم در روزگار بی‌قراری!

در روزهایی که هر فرد باری از غم به دوش دارد، شاید بیش از هر زمان دیگری به یادآوری و استفاده از یک واژه ساده نیاز داشته باشد؛ واژه‌ای که می‌تواند حال این روزهایمان را کمی بهتر کند.

۱۹ خرداد ۱۴۰۵، ۱۰:۵۵
۱۹ خرداد ۱۴۰۵، ۱۰:۵۵
ماجرای «گمشده» این روزهای مردم در روزگار بی‌قراری!

در روزهایی که هر فرد باری از غم به دوش دارد، شاید بیش از هر زمان دیگری به یادآوری و استفاده از یک واژه ساده نیاز داشته باشد؛ واژه‌ای که می‌تواند حال این روزهایمان را کمی بهتر کند.

خبرگزاری مهر – مجله مهر؛ عطیه جواره: چهار ماه از آغاز جنگ می‌گذرد؛ چهار ماهی که برای بسیاری از ما طولانی‌تر از آن چیزی گذشت که تقویم نشان می‌داد. ماه‌هایی که در میان اضطراب، انتظار، نگرانی و فراز و فرودهای بسیار سپری شدند و در این مدت، همه ما روزهای عجیب و دشواری را پشت سر گذاشتیم؛ روزهایی که اکنون با مرورشان، احتمالا به یاد چنین تک بیتی می‌افتیم «ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود.» اما این روزها، به گمان من، هیچ شباهتی به روایت‌های کوتاه و بی‌د تمام روزهای تلخ گذشته، یکدیگر را درک کنیم؛ نه اینکه فوراً دست به قضاوت ببریم و چیزی بگوییم.

یقینا ما نمی‌توانیم با مهر و عطوفت همه مشکلات را حل و بار سنگین روزگار را از دوش هم برداریم، اما می‌توانیم فقط برای لحظه‌ای ذهنمان را از دردهایمان دور کنیم، برای لحظاتی که پس از گذراندن دو جنگ، دیگر به خوبی می‌دانیم ثانیه به ثانیه‌اش چقدر گران‌بها است. ما با مهربانی می‌توانیم به جای گذاشتن خستگی بر روی خستگی یکدیگر، فقط اندکی آرامش هدیه دهیم و شاید اگر مهربانی دوباره به خیابان‌های این شهر، به خانه‌های ما، به رسانه‌ها، به گفت‌وگوها و حتی به نگاه‌هایمان بازگردد، تحمل این روزهای سخت هم آسان‌تر شود. دقیقا همان‌گونه که مولانا می‌گوید:«از محبت دُردها صافی شود، وز محبت دردها شافی شود»

کد مطلب 6848883

منبع  : خبرگزاری مهر

اشتراک‌گذاری