«موسیقیِ گره‌ها»؛ خوش‌آهنگ‌ترین صدایی که در زندگی می‌شنوم

گزارشی از زندگی زنی که سالیان طولانی عمر خود را در میان تار و پود قالی گذرانده است؛ خاطرات، صبوری و هنر دست‌هایش که هنوز هم با هرگره، قصه‌ای تازه می‌سازند.

۲۰ خرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۲۳
۲۰ خرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۲۳
«موسیقیِ گره‌ها»؛ خوش‌آهنگ‌ترین صدایی که در زندگی می‌شنوم

گزارشی از زندگی زنی که سالیان طولانی عمر خود را در میان تار و پود قالی گذرانده است؛ خاطرات، صبوری و هنر دست‌هایش که هنوز هم با هرگره، قصه‌ای تازه می‌سازند.

خبرگزاری مهر – مجله مهر؛ عطیه جواره: خیره به رنگ لاکی که در حاشیه قالی جا خوش کرده، به طرح‌های بافته‌شده چشم می‌دوزم. صدای رودخانه توجهم را به خود جلب می‌کند. دقیقاً چهار رودخانه از اطراف جاری شده‌اند و هرکدام خود را به منظره اصلی می‌رسانند. چشمم را کمی تیزتر می‌کنم. در کنار رودخانه‌هایی که از بالا جاری شده‌اند و پس از یک شکست، دوباره بر روی زمین جریان می‌یابند، دو آهو در راستای یکدیگر ایستاده‌اند و از لابه‌لای تمام گل‌هایی که میانشان شکفته است، به یکدیگر ن” src=”https://media.mehrnews.com/d/2026/06/10/3/6055382.jpg?ts=1781075678868″ width=”720″>

دستم را به آرامی بر روی قالی می‌کشم و با خودم تکرار می‌کنم:« باید که به جان جان جان برگردی» سرم را بالا می‌آورم و به انسی حاجی یوسفی که با دستانش هنر خداوند را در تار و پود ظریف قالی به اجرا درمی‌آورد، نگاه می‌کنم. با لبخند می‌پرسد: «قالی‌ها رو دوست داری؟» سری تکان می‌دهم و نگاهم از نگاهش جدا می‌شود و برای آخرین بار بر روی قالی می‌افتد، قالی که پس از این روایت دیگر برایم نخ‌های درهم تنیده شده نیست؛ بلکه تمام نقوش حک شده بر دل قالی‌ها همانند ردی از صبر می‌ماند که هر رج ‌اش روایتی طولانی از زندگی پر زحمت قالی‌بافان و فرشبافان این سرزمین دارد.

کد مطلب 6855896

منبع  : خبرگزاری مهر

اشتراک‌گذاری