کم توجهی رسانه ملی به انتقادها
کافی است به رویکرد این سازمان در قبال جنگ 12 روزه و ایستادگی مردم بپردازیم و ببینیم بر خلاف اینکه همه مسئولان و مقامات به لزوم حفظ انسجام ملی و همبستگی اجتماعی حول محور ایران تاکید داشتند، صداوسیما چگونه با پخش برخی برنامهها و یا دعوت از برخی شبه کارشناسان انسجام ملی را کنار گذاشته و بر مبنای رویکردهای دیگری پیش میرفت. رویهای که پس از آن نیز اصلاح نشد و همچنان نیز ادامه دارد. واقعیت این است که عملکرد صداوسیما مدتهاست که محل انتقاد بسیاری از کارشناسان، صاحبنظران و سیاسیون است و این عملکرد و نوع برخوردهای جریانی و جناحی در برنامهها، مواضع ضدوحدت و انسجام ملی موجب ریزش شدید مخاطبان این رسانه شده است. چه اینکه اگر پخش زنده مسابقات فوتبال را فاکتور بگیریم صداوسیما محصول جذابی برای ارائه به مخاطب ندارد. البته طبیعی است که وقتی نگاههای متصلب، محصور و بستهای بر این سازمان حاکم باشد نمیتوان انتظاری بیش از این داشت. واقعیت این است که امروز صداوسیما بر خلاف آنکه نام رسانهملی را با خود یدک میکشد اساسا در تحقق این امر یعنی ملی بودن موفق نبوده است. به عبارت دیگر سیاستهای یکجانبهگرایانه، رویکردهای محفلی، دوری از متن جامعه، نادیدهگرفتن افکارعمومی، دعوت از کارشناسنماها بهجای متخصصان واقعی و عدم درک صحیح اقتضائات روز، موجب شده تا جامعه از مدتها پیش صداوسیما را رسانهملی نداند. البته این مساله نیز ناشی از افراد و سیاستهای حاکم بر این سازمان است. وقتی وحید جلیلی در مقام قام مقام رئیس صداوسیما کشور را «آغل» میخواند یا برخی مجریان یا به ظاهر کارشناسان بهجای تقویت انسجام ملی و همافزایی در آتش تخریب افراد یا جریانات میدمند چگونه میتوان انتظار داشت که این رسانه منعکسکننده صدای مردم باشد.
