
زني در مرز جدايي از همسرش است. او پيش از آمادهشدن براي مهماني، طي چند دقيقه،که معادل زمان فیلم است، سفری دروني را تجربه ميكند، به آگاهی از انفعال خود ميرسد و ميخواهد ساختارهايي را كه بر او مسلط هستند، بشكند.
زني در مرز جدايي از همسرش است. او پيش از آمادهشدن براي مهماني، طي چند دقيقه،که معادل زمان فیلم است، سفری دروني را تجربه ميكند، به آگاهی از انفعال خود ميرسد و ميخواهد ساختارهايي را كه بر او مسلط هستند، بشكند.

زني در مرز جدايي از همسرش است. او پيش از آمادهشدن براي مهماني، طي چند دقيقه،که معادل زمان فیلم است، سفری دروني را تجربه ميكند، به آگاهی از انفعال خود ميرسد و ميخواهد ساختارهايي را كه بر او مسلط هستند، بشكند.