خدایا خطاها و گناهان لباس خوارى بر تنم كرده و دورى از تو جامه
مَسْكَنَتى، وَاَماتَ قَلْبى عَظیمُ جِنایَتى، فَاَحْیِهِ بِتَوْبَةٍ مِنْكَ یا اَمَلى
بیچارگى بر تنم افكنده و برزگ جنایتم دلم را میرانده پس تو زندهاش كن به
وَبُغْیَتى، وَیا سُؤْلى وَمُنْیَتى، فَوَ عِزَّتِكَ ما اَجِدُ لِذُنوُبى سِواكَ غافِراً،
و مقصودم و اى خواسته و آرمانم به عزتت سوگند براى گناهانم جز تو آمرزندهاى نیابم
وَلا اَرى لِكَسْرى غَیْرَكَ جابِراً، وَقَدْ خَضَعْتُ بِالْإِنابَةِ اِلَیْكَ، وَعَنَوْتُ
و براى شكستگیم جز تو شكستهبندى نبینم و من بوسیله آه و ناله كردن
بِالْاِسْتِكانَةِ لَدَیْكَ، فَاِنْ طَرَدْتَنى مِنْ بابِكَ فَبِمَنْ اَلوُذُ، وَاِنْ رَدَدْتَنى
در برابرت خود را به خوارى كشاندم پس اگر توام از درگاه خویش برانى در آنحال به كه روآورم؟ و اگر توام
عَنْ جَنابِكَ فَبِمَنْ اَعُوذُ، فَوا اَسَفاهُ مِنْ خَجْلَتى وَافْتِضاحى، وَوا لَهْفاهُ
از نزد خویش بازگردانى به كه پناه برم؟ و بس افسوس از شرمندگى و رسواییم و اى دریغ
عَنّىِ اعْفُ عَنّى، وَبِعِلْمِكَ بى اِرْفَقْ بى، اِلهى اَنْتَ الَّذى فَتَحْتَ
از من بگذر و به همان علمت كه به احوالم دارى با من مدارا كن خدایا تویى كه درى از عفو خود
لِعِبادِكَ باباً اِلى عَفْوِكَ، سَمَّیْتَهُ التَّوْبَةَ فَقُلْتَ تُوبُوا اِلَى اللَّهِ تَوْبَةً
بسوى بندگانت باز كردى و نامش را توبه گذاردى و فرمودى «بسوى خدا بازگردید با توبه
