اضافه شدن این انبوه نیروی انسانی قرنطینه شده، بدون آینده حرفهای و اقتصادی مشخص، بسته شدن حتی راههای خروج از شهر یا کشور هم چنان دیگ غلیانی از احساست عمومی را در بازار به وجود آورده که بسیاری در کنار شماتت دولت برای نداشتن هیچ راهکار حمایتی واقعی از استارتآپها بخش عمدهای از بار مسئولیت را هم متوجه بانیان و مدیران این استارتآپها میدانند که مدیریت ریسک نداشتهاند، بیمحابا نیروی انسانی را به خدمت گرفتهاند و جریان سرمایه را نتوانستهاند متناسب با واقعیتهای بازار روان کنند. نتیجه و لطمه اصلی را هم از دید آنها بخش آسیبپذیرتر نیروی کار، کارمندان و کارشناسان بیکار شده میپردازند.
هرچند هیچ کدام از این دیدگاهها واقعا پربیراه هم نیست ولی دست کم دقت به سه نکته میتواند یاریمان کند که دیدگاه منصفانهتری نسبت به کل موضوع مرگ استارتآپها پس از ابتلا به کرونا داشته باشیم:
