از آدامس فروشی برای امرار معاش تا میلیاردر شدن + عکس

مهران بالان” از اهالی اشکفت سیاه لوداب (از توابع شهرستان مارگون) گفت: کارم را از آدامس فروشی شروع کردم و به خاطر فقر خانواده ام به شهر یاسوج آمدم و شبها در پارک می خوابیدم و روزها کاپشنم را گرو می گذاشتم تا از طریق فروش آدمس ها بتوانم زندگی خانواده ام را تامین کنم .

کارافرین برتر صنایع دستی در ادامه گفت : از بچگی سختی زندگی را ناخاسته حس کردم ، قبل از اینکه زندگی را ببینم سختی زندگی برایم نمایان شد ، به همین دلیل احساس می کنم یک حالت خود ساختگی خاص دارم.

 

بالان ابراز داشت: در مدتی که آدامس فروشی می کردم نمایشگاهی در شهر یاسوج برگزار شده بود و در یکی از غرفه های نمایشگاه کوزه فروشی بود که همه آدامس ها را از من می خرید و از من می خواست تا برایش نگهبانی بدهم و از غرفه اش نگهداری کنم.

وی گفت: در هر حال با همه‌ی مشکلاتی که بود من هم درس خواندم و هم کار کردم و از حاصل کارم، درسم را ادامه دادم  و خانواده ام امرار و معاش می کردند.

 

با پیشنهاد صاحب غرفه کوزه فروشی به همدان رفتم و به صورت رایگان هم کار می کردم و هم آموزش می دیدم تا اینکه برای خودم استاد کار شدم و به شهرم برگشتم و دیگران را آموزش دادم، بالان اظهار داشت هرگز در زندگیم آن روزها و سختی هایش را فراموش نخوام کرد و خدا را شاکرم.

بالان که حالا پسر آدامس فروش نبود بلکه کارآفرین برتری بود که ۴۶۴ کارگر وکارآموز دارد و برای خودش میلیاردری شده است که نان همت و اراده اش را می خورد در ادامه  گفت: کارم را در بخش صنایع دستی ادامه دادم و امروز تولید کننده گلیم، گبه، جاجیم، قالیچه، سفال هستم و هرگز از هیچ بانکی برای کارم وام نگرفتم.

 

وی دلیل نگرفتن وام از بانکها را بروکراسی دانست و گفت اگر سه میلیون تومان وام بخواهم بگیرم باید برای ریال به ریال آن هزینه کنم و ضامن، سفته، چک و هزاران چیز دیگر باید داشته باشم که خرجش از دخلش بیشتر می شود.

وی برای نمونه یکی از بانک های استان را نام برد که می گفت از من سوء پیشینه خواسته بود و متعجب از این بود که وام بانکی چه ربطی به سوء پیشینه دارد.

مهران بالان” از اهالی اشکفت سیاه لوداب (از توابع شهرستان مارگون) گفت: کارم را از آدامس فروشی شروع کردم و به خاطر فقر خانواده ام به شهر یاسوج آمدم و شبها در پارک می خوابیدم و روزها کاپشنم را گرو می گذاشتم تا از طریق فروش آدمس ها بتوانم زندگی خانواده ام را تامین کنم .

کارافرین برتر صنایع دستی در ادامه گفت : از بچگی سختی زندگی را ناخاسته حس کردم ، قبل از اینکه زندگی را ببینم سختی زندگی برایم نمایان شد ، به همین دلیل احساس می کنم یک حالت خود ساختگی خاص دارم.

 

بالان ابراز داشت: در مدتی که آدامس فروشی می کردم نمایشگاهی در شهر یاسوج برگزار شده بود و در یکی از غرفه های نمایشگاه کوزه فروشی بود که همه آدامس ها را از من می خرید و از من می خواست تا برایش نگهبانی بدهم و از غرفه اش نگهداری کنم.

وی گفت: در هر حال با همه‌ی مشکلاتی که بود من هم درس خواندم و هم کار کردم و از حاصل کارم، درسم را ادامه دادم  و خانواده ام امرار و معاش می کردند.

 

با پیشنهاد صاحب غرفه کوزه فروشی به همدان رفتم و به صورت رایگان هم کار می کردم و هم آموزش می دیدم تا اینکه برای خودم استاد کار شدم و به شهرم برگشتم و دیگران را آموزش دادم، بالان اظهار داشت هرگز در زندگیم آن روزها و سختی هایش را فراموش نخوام کرد و خدا را شاکرم.

بالان که حالا پسر آدامس فروش نبود بلکه کارآفرین برتری بود که ۴۶۴ کارگر وکارآموز دارد و برای خودش میلیاردری شده است که نان همت و اراده اش را می خورد در ادامه  گفت: کارم را در بخش صنایع دستی ادامه دادم و امروز تولید کننده گلیم، گبه، جاجیم، قالیچه، سفال هستم و هرگز از هیچ بانکی برای کارم وام نگرفتم.

 

وی دلیل نگرفتن وام از بانکها را بروکراسی دانست و گفت اگر سه میلیون تومان وام بخواهم بگیرم باید برای ریال به ریال آن هزینه کنم و ضامن، سفته، چک و هزاران چیز دیگر باید داشته باشم که خرجش از دخلش بیشتر می شود.

وی برای نمونه یکی از بانک های استان را نام برد که می گفت از من سوء پیشینه خواسته بود و متعجب از این بود که وام بانکی چه ربطی به سوء پیشینه دارد.

پیاده روهای یاسوج گذشته این مرد کارآفرین را هنوز بخاطر دارد ، پسرکی یازده ساله که برای امرار معاش خانواده اش به آدامس فروشی مشغول بود .
 ۳۱۶۷۴۰_۵۰۹

منبع  : ساتین

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *