«ماحصل ماه رمضان» در کلام رهبر انقلاب/ صوت: وداع جانسوز حجت الاسلام پناهیان با ماه رمضان/ اعمال شب آخر ماه/ چگونه ممکن است که گناهان آینده هم بخشیده شود/ سه دسته از کسانی که در ماه رمضان آمرزیده نمی شوند/ صوت: ترتیل جزء سیام و مناجات خوانی
شیطان با همه قوایش دور مومن می چرخد و به هر کجا دستش برسد آن را نجس می کند، چه مال باشد چه فرزند یا جان انسان، اما خدای متعال گاهی مومن را در یک مقامی قرار می دهد که دیگر از دست شیطان در امان است. در زیارت سیدالشهداء هم همین گونه است، فرمود بعضی از زوار به مقامی می رسند که خدای متعال گناه گذشته و آینده اش را می آمرزد
شیطان با همه قوایش دور مومن می چرخد و به هر کجا دستش برسد آن را نجس می کند، چه مال باشد چه فرزند یا جان انسان، اما خدای متعال گاهی مومن را در یک مقامی قرار می دهد که دیگر از دست شیطان در امان است. در زیارت سیدالشهداء هم همین گونه است، فرمود بعضی از زوار به مقامی می رسند که خدای متعال گناه گذشته و آینده اش را می آمرزد
گروه معارف – رجانیوز: صدای پای عید میآید و دل مؤمن، بر سر دو راهی آمدن عید رمضان و رفتن ماه رمضان بلاتکلیف است؛ از آمدن این عید، دلشاد باشد یا از رفتن آن ماه، محزون؟
در تنگنای روزمرگی، از پشت جاده های تاریک گناه و وسوسه، به دست های پر نیازمان آموختیم که تنها رو به آسمان بی کران کرامت و مهربانی تو دراز شوند و در ورای سیاه ترین لحظه های تنهایی، به امید نور روشن درگاهت، به انتظار بنشینند.
امـــآ…
چه غم انگیز است لحظات خداحافظی. همیشه آداب و اخلاق میزبان بر میهمان تاثیر گذار است. ای کاش توانسته باشیم از صفات خوب میزبان این ماه و خان بزرگ و گنجینه بی پایان الهی اش بهره مند شده باشیم و همه این صفات را با خود همراه کنیم که تا میهمانی بعدی شاید رخصتی نباشد. صفاتی چون مقاومت، بخشش، مهربانی، صداقت، ایمان، صبر، گذشت، نوع دوستی، یک رنگی و …
ای کاش توانسته باشیم میهمان خوبی برای خالقمان بوده و حدود و حرمتهای میزبان را حفظ و رعایت کرده باشیم تا سزاوار به فضل و عنایت او شویم.
چه شبهایی ز دست این گدا رفت/ سحرهای پر از عشق و صفا رفت/ خداحافظ دعاهای مبارک/ بهار رحمت و ذکر خدا رفت
بدرود اي که هنوز فرا نرسيده از آمدنت شادمان بوديم و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک
بدرود ای بزرگ ترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا.
بدرود ای ماهی که تا تو بودی، امن و سلامت بود.
بدرود ای آنکه نه در مصاحبت تو کراهت بود و نه در معاشرتت ناپسندی.
بدرود که سرشار از برکات بر ما درآمدی و ما را از آلودگی های گناه شست وشو دادی.
بدرود که چه بدی ها با آمدنت از ما دور شد و چه خیرات که ما را نصیب آمد.
بدرود تو را و آن شب قدرت را که از هزار ماه بهتر است.
بدرود تو را و آن فضل و کرم تو را که اینک از آن محروم مانده ایم.
بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها.
پروردگارا! زنگارهای سیاه دل را در جام طلایی رمضان شست وشو داده و با روحی تطهیر شده از هر آنچه ناپاکی، به سویت می شتابیم.
خدایا! در ناب ترین ثانیه های راز و نیاز با تو، میهمان سفره های رنگینت بودیم و در تپش نبض تند زمان، چه زود، بدرقه کردیم روزهای روزه داریمان را و حالا با روحی سرشار از معنویت و دل های لبریز از مهر تو، دست های در هم گره شده ای که بوی وحدت می دهند و شعارشان همدلی است، با قدم های استواری که مقصدشان یک پارچگی است، به استقبال روز موعود می شتابیم؛ در شکوه و عظمت نماز عید، غرق شده و با رمضان وداع می کنیم. فرشتگان آسمان، رشک می برند به این همه یکرنگی و اتحاد ما.
الهی! نگذار که روزهای بعد از این، عطر پاک رمضان را در یادها گم کند.(1)
.:اشکال در بارگذاری پخش کننده:.
AudioPlayer.embed(“audioplayer_705”,
{
soundFile: “http://www.rajanews.com/sites/default/files/content/audios/story/94-04/25/%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B9%20%D8%A8%D8%A7%20%D9%85%D8%A7%D9%87%20%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86-%20%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D9%85%D8%AC%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%20%D9%88%20%D8%AD%D8%A7%D8%AC%20%D9%85%D9%86%D8%B5%D9%88%D8%B1%20%D8%A7%D8%B1%D8%B6%DB%8C.mp3”,
titles: “وداع با ماه رمضان- آیت الله مجتهدی و حاج منصور ارضی.mp3”,
autostart: “no”,
animation: “no”,
}
);
وداع با ماه رمضان- آیت الله مجتهدی و حاج منصور ارضی.mp3 | دانلود فایل
****
پای درس رهبر انقلاب
«تقوا» محصول ماه مبارک رمضان
ماه رمضان فرصت بسیار استثنایی و بزرگی است که به لطف خدای متعال امسال هم این فرصت به ما داده شد که بتوانیم در این ماه مبارک بر سر سفره ی ضیافت الهی حاضر بشویم. این فرصت استثنایی در طول سال نظیر ندارد.
در ماه رمضان برای ما خاکیان و زمینیان چه سعادت بزرگی است که با ملائکه ی الهی و با روح امین همنشین بشویم: «تنزّل الملائکة والرّوح فیها باذن ربّهم». لیلةالقدر در ماه رمضان، شب همنشینی خاکیان با فرشتگان ملأ اعلاست. همان طور که کاروان بشری به سوی یک نهایتی در حال حرکت دایمی است، هر فرد انسان هم در طول زندگی خود در حال حرکت به یک منتها و غایت و سرمنزلی است: «انّک کادح الی ربّک کدحا فملاقیه». این مسیر طولانی و پر فراز و نشیب از گذرگاههای گوناگونی می گذرد؛ رنجها در آن هست، بلاها در آن هست، سختیها هست، گشایشها و فرجها و شادی ها در آن هست: «بلوناهم بالحسنات و السّیئات»؛ همه ی اینها هم آزمایش است. در این راه طولانی که افراد بشر باید آن را طی کنند و سعی کنند خود را به اوج نقطه ی کمال انسانی، یعنی به لقاءالله، برسانند، حرکت در بعضی از قطعات این راه دشوار است؛ مثل مسیرهای زندگی معمولی؛ گاهی انسان از یک گذرگاه دشواری عبور می کند؛ گاهی از جاده ی سختی، در گردنه یی مجبور است بالا برود؛ گاهی سر راه انسان باتلاقی قرار می گیرد؛ گاهی هم راه، راهِ گسترده و مرکب، مرکب همواری است.
امام سجاد در دعای وداع ماه رمضان آن چنان از فراق ماه رمضان می نالد؛ بارها و بارها بر ماه رمضان درود می فرستد: «السّلام علیک». این جا سلام به معنای بدرود و به معنای خداحافظی کردن با ماه رمضان عزیز و با این روزها و شبهای نورانی است؛ خداحافظی با این قطعه ی بهشتی از زمان عمر ما و از طول دوران سال، ماه رمضان، است.
محصول ماه رمضان، تقواست؛ به خود پرداختن، به خود رسیدن و ذخیره ی تقوا را برای خود فراهم کردن؛ «لعلّکم تتّقون». ماه رمضان در ما ذخیره ی تقوا ایجاد می کند. این تقوا هم خود وسیله یی برای منازل عالی تر است. تقوا مرکبی است که می تواند ما را به آن منازل عالی برساند: «و اتّقوا الله لعلّکم تفلحون»؛ «فاتّقوا الله لعلّکم ترحمون»؛ «و اتّقوا الله و یعلّمکم الله». علم و هدایت و رحمت الهی بر اثر تقوا از سوی خداوند به انسان عطا می شود. از همه بالاتر، فلاح است. فلاح و رستگاری بر اثر تقوا به دست می آید. عزیزان من! این ذخیره ی تقوا را که در ماه رمضان به دست آوردیم – اگر ان شاءالله به دست آورده باشیم – اگر بر سر سفره ی زیارت الهی درنگ کرده باشیم و از آن بهره برده باشیم، باید حفظ کنیم؛ این محصول بسیار ارزشمندی است؛ مثل آن کشاورزی که زحمات خود را می کشد، محصول گندم خود را می چیند، بعد آن را در یک سیلوی مطمئنی به دست امینی می سپارد تا در طول سال بتواند از آن استفاده کند. این آذوقه ی طول سال ماست. در طول سال، این آذوقه تهدید می شود: وسوسه ها هست، زرق وبرقها هست، شهوات و هواهای نفسانی هست و گناهان؛ اینها همه آفت این ذخیره ی ارزشمندند. از این ذخیره برای مقابله با آن آفتها استفاده کنید و این ذخیره را حفظ کنید.(بیانات در خطبه های نماز عید سعید فطر آبان سال 83)
****
فیلم
مناجات وداع با ماه مبارک رمضان/ حاج محمود کریمی
حاج محمود کریمی- وداع با ماه رمضان.mp4 | دانلود فیلم
سخنرانی آیت الله مصباح/ جلسه نهم/ دفتر مقام معظم رهبری/ آذرماه سال 93
آن چه پيشرو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيتالله مصباحيزدي (دامتبركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 93/9/19، مطابق با هفدهم صفر 1436 ايراد فرمودهاند. باشد تا اين رهنمودها بر بصيرت ما بيافزايد و چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.
نقش موضوع، نيت، و عمل در ارزش علم
اشاره
در جلسات گذشته درباره فضليت علم صحبت کرديم و گفتیم فطرت انسان خواستار آگاه بودن و دانستن است و علم در همه اديان، اقوام و مکاتب عالم جايگاه برجستهاي دارد، ولی این سخن بدين معنا نيست که همه دانستنيها در يک سطح از ارزش باشند؛ بلکه براساس دلائل عقلي ميتوانيم اثبات کنيم که ارزش علوم مختلف براساس تأثیری که در سعادت ابدی انسان دارد، متفاوت است.
عامل ديگري که در همه امور ارزشمند ديني و از جمله علم مطرح است، نيت است. در جلسه گذشته عرض کردم که روايات بسیاری هم درباره اصل فضليت علم و هم درباره درجات علوم و ارزشهاي آنها و هم درباره نيت و ساير مسائلي که مربوط به علم و عالم است وجود دارد که مجموعه آنها کتابهاي بزرگي را تشکيل داده است. ضمنا اشاره کردم که از افتخارات مذهب شيعه اين است که حتي در قديمیترين مجموعههاي روايي شيعه، اولين باب مربوط به عقل و علم است و اين نشانه آن است که بزرگان ما که در مکتب اهل بيت تربيت شده بودند، ميدانستند که در هر زمينهاي بخواهند کار کنند، ابتدا بايد بدانند که چه علمي ارزش دارد و از چه راهي بايد آن را کسب کرد و چه وظايفي بر عهده عالم ميآيد. در جلسه گذشته به عنوان نمونه چند روایت از هر باب را بررسی کردیم و به دنبال آن امشب نیز چند روایت خدمت عزيزان قرائت میکنيم.
نشانههاي عالم
روایت اول از نصیحتهای لقمان به فرزندش است که مرحوم صدوق در کتاب خصال آنرا از امام صادق صلواتاللهعليه نقل کرده است: وَلِلْعَالِمِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ: الْعِلْمُ بِاللَّهِ وَبِمَا يُحِبُ وَبِمَا يَكْرَهُ؛(2) عالمي که مطلوب و ارزشمند است، سه علامت دارد. اول اینکه خدا را بشناسد. دوم ببيند خدا چه چيزي را دوست دارد، و سوم ببيند که خدا چه چيزي را دوست ندارد. اين سه علم، ضروريترين علمهايي است که ما بايد آنها را کسب کنيم. علوم دیگر به تعبير برخی از روايات، علوم لازم نيستند بلکه فضل است، و هرچند اگر انسان آنها را داشته باشد خوب است ولي اگر نداشته باشد نیز ضرري نميکند.
در روايت ديگري امام صادق علیهالسلام چهار چيز را به عنوان علم مهم ذکر فرمودهاند؛ وَجَدْتُ عِلْمَ النَّاسِ كُلِّهِمِّ فِي أَرْبَعٍ: أَوَّلُهَا أَنْ تَعْرِفَ رَبَّكَ وَالثَّانِيَةُ أَنْ تَعْرِفَ مَا صَنَعَ بِكَ؛(3) علم همه انسانها را بررسي کردم و محور آنها را چهار چيز يافتم. اول؛ شناخت خداست. دوم؛ بدانی که خدا براي تو چه کارهايي انجام داده است. يعني نعمتهاي خدا را بشناسي. چه نعمتهايي که در وجود تو قرار داده و چه نعمتهايي که در بيرون از وجود توست. شناخت نعمتها باعث ميشود که انسان درصدد شکر نعمتها برآيد و قدر نعمتهاي خدا را بداند. وَالثَّالِثَةُ أَنْ تَعْرِفَ مَا أَرَادَ مِنْكَ؛ پس از آنکه نعمتها را شناختي، باید بدانی که خداوند چه چيزي از تو ميخواهد. البته هر چه بخواهد براي نفع توست و او نیازی به اعمال تو ندارد، ولي باید بداني که خدايي که تو را خلق کرده است، اين امتيازات و نعمتها را به تو داده است که چه کني؟
تا اينجای روایت تقريبا بر روايت ديگر نیز تطبيق ميکند، اما این روایت يک جمله اضافه دارد که نکته مهمي است و آن این است که أَنْ تَعْرِفَ مَا يُخْرِجُكَ مِنْ دِينِكَ؛ گاهي انسان بهدنبال تحصيل علم ميرود و چيزهايي را که خداوند از او ميخواهد ياد ميگيرد، اما در مقام تطبيق، غفلتهايي ميکند يا کساني مغالطه ميکنند و شبهههايي را به او القا ميکنند. بنابراين غير از اين که ما بايد دين را بشناسيم، بايد بدانيم چه چيزي موجب اين ميشود که ما از دين جدا شويم. بايد مرزها را خوب بشناسيم. مثلا عبادت خدا خيلي خوب است، اما کساني به بهانه عبادت خدا راههايي را پيشنهاد ميکنند و چيزهايي ميگويند که مبغوض خداست. وقتي انسان نداند که اينها او را از راه خدا دور ميکند، تصور ميکند که اين هم بندگي خداست. نمونههايش هميشه فراوان بوده است، اما در اين زمان نمونههاي بارزي داريم که عدهاي به بهانه اينکه کساني کاري که به نظر آنها خلاف اسلام است انجام دادهاند، ميگويند اينها کافر شده و قتلشان واجب است. اين براي اين است که مرز دين را درست نميشناسند و نميدانند که چه چيزي باعث ميشود انسان ديندار شود و چه چيزي باعث ميشود از دين خارج شود.
عقوبت عالمان بيعمل
در روايت ديگري از پيغمبر اکرم صلياللهعليهوآله نقل شده که فرمودند: خداوند به يکي از انبيا اينگونه وحي کرد که قُلْ لِلَّذِينَ يَتَفَقَّهُونَ لِغَيْرِ الدِّينِ وَيَتَعَلَّمُونَ لِغَيْرِ الْعَمَلِ وَيَطْلُبُونَ الدُّنْيَا لِغَيْرِ الْآخِرَةِ- يَلْبَسُونَ لِلنَّاسِ مُسُوكَ الْكِبَاشِ وَقُلُوبُهُمْ كَقُلُوبِ الذِّئَابِ؛(4) خداوند ابتدا عدهاي را معرفي ميکند. سپس به پيامبر خود ميگويد به اينگونه افراد اين پيغام مرا برسان! آنها چه کساني هستند؟ اولين ويژگي آنها اين است که يَتَفَقَّهُونَ لِغَيْرِ الدِّينِ؛ درس ميخوانند، تفقه ميکنند، اما منظورشان خدمت به دين نيست، منظورشان اين است که عنوان دنيوي پيدا کنند و از اين راه منافع دنيا نصيبشان شود. وَيَتَعَلَّمُونَ لِغَيْرِ الْعَمَلِ؛ ويژگي ديگر آنها اين است که درس ميخوانند براي اينکه چيزهايي ياد بگيرند تا براي ديگران بگويند ولي براي عمل خودشان درس نميخوانند. وَيَطْلُبُونَ الدُّنْيَا لِغَيْرِ الْآخِرَةِ؛ در اين دنيا همه انسانها ناچارند که از امور دنيا استفاده کنند و از نعمتهاي دنيا بهرهمند شوند و نيازهاي خود را تأمين کنند، بعضي اينها را ميخواهند تا بتوانند به مصالح اخروي و نعمتهاي ابدي برسند؛ يعني دنيا وسيله است براي اينکه بتوانند سعادت اخروي را کسب کنند، ولي کساني هستند که خود دنيا برايشان هدف است. خدا ميفرمايد: اينان گرگاني در لباس ميش هستند. أَلْسِنَتُهُمْ أَحْلَى مِنَ الْعَسَلِ وَأَعْمَالُهُمْ أَمَرُّ مِنَ الصَّبِرِ؛ زبانهايشان از عسل شيرينتر است و حرفهاي زيبا ميزنند، اما کارهايشان از صبر تلختر است. صبر نام درختي است که از عصاره آن براي ساخت دارو استفاده ميکنند و مسکّن بسيار تلخي است. ميفرمايد به چنين کساني اين پيغام مرا برسان! بگو! إِيَّايَ يُخَادِعُونَ وَبِي يَسْتَهْزِءُونَ؛ آيا مرا فريب ميدهند و مرا مسخره ميکنند؟! لَأُتِيحَنَّ لَهُمْ فِتْنَةً تَذَرُ الْحَكِيمَ حَيْرَانا؛ آنها را به فتنهاي مبتلا ميکنم که حکيمترين انسانها در مقابل آن حيران بمانند! اين عقوبتي است که چنين اشخاصي در دنيا به آن مبتلا ميشوند. کسانيکه دنبال متاع دين ميروند ولي مقصودشان دنياست.
روايت ديگر را مرحوم شهيد در منية المريد از پيغمبر اکرم صلياللهعليهوآله نقل کرده است که فرمودند: مَا ازْدَادَ عَبْدٌ عِلْماً فَازْدَادَ فِي الدُّنْيَا رَغْبَةً إِلَّا ازْدَادَ مِنَ اللَّهِ بُعْدا؛(5) اگر کسي علمي را تحصيل کرد، ولي به دنبال افزايش علم، رغبت و علاقهاش به دنيا افزوده شد، بداند که هر قدمي براي تحصيل علم برميدارد، باعث دوري او از خدا ميشود؛ هر چه علمش بيشتر ميشود، از خدا دورتر ميشود. بنابراين هر علمي آن ارزش مطلوب را ندارد، بلکه براي ارزشمند شدن علم دو چيز شرط است؛ هم علم بايد علم صحيحي باشد و حسن فعلي داشته باشد، و هم تحصيل علم بايد به نيت کسب رضاي خدا باشد. باز در روايت ديگري آمده است؛ كُلُّ عِلْمٍ وَبَالٌ عَلَى صَاحِبِهِ إِلَّا مَنْ عَمِلَ بِهِ؛(6) اگر علم بياموزد ولي خودش به آن علم عمل نکند، اين علم وبال او ميشود.
عاقبت کسب علم براي يافتن موقعيت اجتماعي
از امام باقر سلاماللهعليه نيز روايت شده است که فرمودند: مَنْ طَلَبَ الْعِلْمَ لِيُبَاهِيَ بِهِ الْعُلَمَاءَ أَوْ يُمَارِيَ بِهِ السُّفَهَاءَ أَوْ يَصْرِفَ بِهِ وُجُوهَ النَّاسِ إِلَيْهِ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ؛(7) اين روايت اهميت نيت را بيان ميکند. نميفرمايد علم بدي است. نه همان علم خوب و مطلوب (بلکه علم واجب) را اگر کسي ياد بگيرد، لِيُبَاهِيَ بِهِ الْعُلَمَاءَ؛ به نيت مفاخره و مباهات با علما؛ أَوْ يُمَارِيَ بِهِ السُّفَهَاءَ؛ بخواهد باب مناظره را باز کند و اين و آن را بکوبد تا بگويند اين آدم خيلي حرّاف و سخندان است؛ و يا اين علم را وسيلهاي قرار بدهد که توجه مردم را به خودش جلب کند، چنين کسي از هماکنون جايگاه خودش را در آتش تعيين کرده است. اين شايد کوبندهترين حديثي باشد که تأثير نيت را در تعيين ارزش رفتار انسان بيان ميکند.
روايت ديگر از مواعظ حضرت عيسي علينبيناوآلهوعليهالسلام به حواريينش است. معمولا براي موعظه از دو راه انذار و تبشير استفاده ميشود. در تربيت نيز به حسب شرايط مختلف، گاهي مربي بيشتر روي نقطههاي ضعف مستمعان تکيه ميکند و آنها را ملامت و توبيخ ميکند، و گاهي برعکس آنها را تشويق ميکند تا به انجام کار خوب بيشتر مايل شوند. هر دو روش بهجاي خود صحيح است. در اينجا نيز حضرت عيسي سلاماللهعليه از روش توبيخ استفاده کرده، ميفرمايد: تَعْمَلُونَ لِلدُّنْيَا وَأَنْتُمْ تُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ عَمَلٍ؛(8) شما ميبينيد که در دنيا گاهي بدون هيچ تلاشي روزي داده ميشويد. از همان ابتدا که متولد ميشويم بدون اينکه خود تلاشي کنيم روزي ميخوريم. خداوند روزي ما را در سينه مادر قرار ميدهد. بعد از آن نيز همينگونه است. بسياري از منافعي که نصيب انسان ميشود و روزيهاي عامي که از آنها استفاده ميکنيم مثل هوا، نور خورشيد و آب دريا و رودخانهها همه مجاني است. تازه براي آنچه بايد تلاش کنيم نيز قدرت، توفيق و وسايلش را خداوند فراهم ميکند و بالاخره اينطور نيست که اگر کسي کار نکند حتما از گرسنگي بميرد. بنابراين روزي دنيا فقط در گرو عمل نيست؛ البته عمل بيتأثير نيست و اثر خودش را دارد، اما اين طور نيست که اگر يک کسي کاري نکرد از گرسنگي حتما بميرد. حضرت عيسى ميفرمايد: شما هر چه تلاش داريد براي همين روزي دنيا انجام ميدهيد و با اين که روزيتان در گرو عملتان نيست، اما هر چه نيرو داريد صرف کسب همين دنيا ميکنيد. وَلَا تَعْمَلُونَ لِلْآخِرَةِ وَأَنْتُمْ لَا تُرْزَقُونَ فِيهَا إِلَّا بِالْعَمَل؛ ولي ميدانيد که يک زندگي ابدي در پيش داريد که روزي آنجا را فقط با عمل به شما ميدهند، ولي براي آنجا کار نميکنيد. اين چه عقلي است که شما داريد؟! وَيْلَكُمْ عُلَمَاءَ سَوْءٍ؛ الْأَجْرَ تَأْخُذُونَ وَ الْعَمَلَ تُضَيِّعُونَ؛ اي عالمان بد واي بر شما! شما مزد را ميگيريد، اما عملش را انجام نميدهيد. يُوشكُ رَبُّ الْعَمَلِ أَنْ يطلب عَمَلهُ؛ به زودي صاحب کار از شما کارش را مطالبه خواهد کرد، و از اين فضاي بازي که براي کارکردن داريد، به جايگاه تنگ قبر منتقل ميشويد که در آن جا هيچ کاري از شما ساخته نيست. چرا فرصت را غنيمت نميشماريد و تا فرصت داريد کاري براي صاحب کارتان انجام نميدهيد؟ در انتهاي روايت نيز ميفرمايد: كَيْفَ يَكُونُ مِنْ أَهْلِ الْعِلْمِ مَنْ يَطْلُبُ الْكَلَامَ لِيُخْبِرَ بِهِ وَلَا يَطْلُبُ لِيَعْمَلَ بِه؛ چگونه ميتوان کسي را از اهل علم شمرد که درس ميخواند تا به ديگران بگويد، اما ياد نميگيرد که خود عمل کند؟!
اهميت ارشاد و تبليغ
اينها انواع نيتهايي است که براي ارزش دادن به تحصيل علم مؤثر است. اولا اينکه انسان علم را براي عمل کردن خودش تحصيل کند؛ البته يکي از اعمالي که بر ما واجب است، ارشاد و هدايت ديگران است. آن نيز در جاي خودش تشويق شده است. اين توبيخ مربوط به کساني است که فقط درس ميخوانند براي اين که چيزي ياد بگيرند و به ديگران عرضه کنند. اين اشتباه، ناداني و غفلت است؛ البته همانطور که اشاره کردم ما فقط براي عمل خودمان درس نميخوانيم. خداوند متعال بر اساس حکمت بالغه خود اين عالم را عالم اسباب و وسايل قرار داده است. او ميتوانست زندگي انسان را نيز همانند پرندگان بيافريند. همانگونه که پرندگان صبح گرسنه از لانه بيرون ميآيند و دانههايي پيدا ميکنند و شبهنگام سير به لانه برميگردند. خداوند ميتوانست انسانها را نيز اينگونه بيافريند که روزي هر کسي براي خودش فراهم باشد و از آن استفاده کند و ديگر نيازي به کار ديگران نداشته باشد، ولي حکمت او اقتضا ميکند تا انسانها به يکديگر نيازمند باشند تا زمينه امتحان براي همه فراهم شود. مگر نه اين است که خدا اين دنيا را براي آزمايش آفريده است؛ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً(9). اگر بنا بود هر کسي روزي خودش را به راحتي همانند پرندهها از گياهان و دانههاي بيابان بهدست آورد، ديگر اين همه تلاش براي کسب، کار، ارتباطات اجتماعي، و حلال و حرام فراهم نميشد. ديگر امتحاني انجام نميگرفت و تکاملي نيز پيدا نميشد. کسانيکه براي خدا کار ميکنند و صبح تا شب عرق ميريزند، هر قدمي برميدارند عبادت است و بر کمالشان افزوده ميشود. اما اگر غذايشان حاضر و آماده بود، تلاشي نميکردند، ثوابي نميبردند، امتحاني نميشدند، و درجاتي هم به آنها داده نميشد. خداوند براي اينکه انسانها به رحمتهايي برسند که در سايه انتخاب خودشان پيدا ميشود، آنها را در اين عالم آفريد.
لازمه اين زندگي آن است که زندگي افراد چنان به هم مربوط، و خير و شرشان در هم تنيده باشد که زمينه انواع امتحانات فراهم شود. اگر کسي در اين زمينه بيانديشد واقعا از حکمت الهي مبهوت ميشود که چگونه اين عالم را براي انسانها آفريده است که هر لحظه انواعي از امتحانات براي انسان پيدا ميشود. در اين نظام، نعمت خدا از يکي به ديگري ميرسد؛ يکي بايد زراعت کند، يکي بايد صنعت داشته باشد، يکي بايد تجارت کند، يکي کارفرما و يکي کارگر باشد تا زمينه امتحانات گوناگون فراهم شود. عين اين مسأله در علم هم وجود دارد. خدا ميتوانست به هر کس هر چه لازم دارد، الهام کند؛ همانطور که خداوند به حيوانات هر چه را لازم دارند، الهام کرده است. حتى وقتي مريض ميشوند، ميدانند چه علفي بخورند تا خوب شوند. اما در چنين فرضي، زمينه امتحانات و انتخاب فراهم نميشد و انسان «انسان» نميشد. انسانيت انسان به همين است که سرنوشت خودش را با رفتار اختياري خودش بسازد. خداوند در مورد علم هم چنين مقرر داشته که هر کس ميخواهد علم بياموزد بايد درس بخواند؛ و اگر خدا به هر کسي هرچه لازم داشت الهام ميکرد، ديگر کمالي از اين راه که برود براي خدا تحصيل کند و زحمتهاي مختلفي را تحمل کند تا مستوجب رحمتهاي خاصي بشود، برايش فراهم نميشد؛ کمالي که ارزش يک ساعت تفکرش از شصت سال عبادت بالاتر بشود. بنابراين خداوند خواسته است که ديگران نيز علمشان به ما بستگي داشته باشد. بايد به ديگران تعليم بدهيم، ارشاد و امر به معروف و نهي از منکر کنيم.
در روايت پر مغز و سازندهاي پيغمبر اکرم صلىاللهعليهوآله خطاب به اميرمؤمنان در موقعيتي که ايشان را براي عمليات نظامي به يمن ميفرستادند، فرمودند: علي جان! من تو را براي اين که امور مردم را در آن جا اصلاح کني و فتنهها را بخواباني، ميفرستم، اما بدان لَأَنْ يَهْدِيَ اللَّهُ عَلَى يَدَيْكَ عَبْداً مِنْ عِبَادِ اللَّهِ خَيْرٌ لَكَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ مِنْ مَشَارِقِهَا إِلَى مَغَارِبِهَا؛(10) اگر يک نفر را بتواني هدايت کني، براي تو از آن چه آفتاب بر آن ميتابد بهتر است. آفتاب بر چه چيزهايي ميتابد؟ همه کره زمين بهاضافه کرات ديگر منظومه شمسي. اگر يک نفر را هدايت کني براي تو بهتر از اين است که تمام کرات منظومه شمسي در اختيار تو باشد! اين اراده خداست. او خواسته است که علم نيز بهوسيله اسباب منتقل شود؛ همانطور که روزي جسماني به وسيله اسباب منتقل ميشود و ما وظيفه داريم اگر توانايي داريم، در راه خدا انفاق، و به ديگران رسيدگي کنيم.
بعضيها همين جاها از دين سوءاستفاده ميکردند. قرآن ميفرمايد وقتي به برخي ميگوييم که از اين نعمتهايي که خدا به شما داده انفاق کنيد، ميگويند: أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ يَشَاء اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ؛(11) چرا ما به آنها غذا بدهيم؟! اگر خدا ميخواست اينها زنده بمانند، غذا بخورند و زندگي مرفهي داشته باشند خودش به آنها ميداد؛ عجب گمراههايي هستيد! شما نميدانيد خدا هر کس را بخواهد، خودش روزي ميدهد؟! در آيه 35 سوره نحل نيز خداوند از کساني ياد ميکند که وقتي به آنها ميگفتند که به خدا شرک نورزيد! ميگفتند: لَوْ شَاء اللّهُ مَا عَبَدْنَا؛ اگر خدا ميخواست ما اينها را عبادت نميکرديم. اينها مغالطاتي است که در خداشناسي هست. بله همه چيز به اراده خداست، اما او خواسته است که شما با اختيار خودتان عبادت کنيد. اين را نيز خدا خواسته است وگرنه اصلا آمدن انبيا و اديان و شرايع معنا نداشت. همانطور که ما وظيفه داريم نسبت به فقرا رسيدگي کنيم، نسبت به فقراي علم نيز وظيفه داريم. بايد به کسانيکه کمبودي در شناخت دارند (به تعبير روايات، ايتام آل محمد صلياللهعليهوآله) رسيدگي کنيم، اما اين وظيفه وقتي براي خود ما مفيد است که به نيت اطاعت خدا باشد نه براي خودنمايي و کسب منافع مادي و موقعيت اجتماعي. اگر نيت «لله» باشد البته آن ارزش را دارد؛ ارزش هدايت کردن يک نفر از همه نعمتهاي زمين بالاتر است. اين است که هم حسن فعلي ميخواهد و هم حسن فاعلي. هم بايد کار خوب باشد، هم بايد نيت من پاک باشد. هر قدر خالصتر ارزشش بيشتر. وفقناالله واياکم انشاءالله.
صوت سخنرانی
.:اشکال در بارگذاری پخش کننده:.
AudioPlayer.embed(“audioplayer_851”,
{
soundFile: “http://www.rajanews.com/sites/default/files/content/audios/story/94-04/25/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%20%D8%A2%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D9%85%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD-%20%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87%20%D9%86%D9%87%D9%85-%20%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1%20%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85%20%D9%85%D8%B9%D8%B8%D9%85%20%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C.mp3”,
titles: “سخنرانی آیت الله مصباح- جلسه نهم- دفتر مقام معظم رهبری.mp3”,
autostart: “no”,
animation: “no”,
}
);
سخنرانی آیت الله مصباح- جلسه نهم- دفتر مقام معظم رهبری.mp3 | دانلود فایل
شب آخر ماه: شب بسيار مباركى است، و براى اين شب چند عمل وارد است: اوّل: غسل. دوم: زيارت امام حسين عليه السّلام. سوم: خواندن سورههاى «انعام» و «كهف» و «يس» و گفتن صد مرتبه:
أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ
از خدا آمرزش میجويم و به سوى او میپويم.
چهارم: اين دعا را كه شيخ كلينى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده بخواند:
خدايا اين است ماه رمضان،كه قرآن را در آن نازل كردى،اينك در حال گذشتن است،و من به ذات كريمانهات پناه مىآورم از اينكه سپيده اين شب طلوع كند،يا ماه رمضان بگذرد،و نزد تو برايم نتيجه كار ناشايست يا گناهى باشد كه بخواهى مرا به سبب آن روزى كه ملاقاتت كنم عذاب نمايى.
پنجم: بخواند دعاى«يا مدبّر الامور»را كه بيان آن در اعمال شب بيست وسوم گذشت ششم: ماه رمضان را با دعاهاى وداع،وداع گويد:دعاهايى كه شيخ كلينى و شيخ صدوق و شيخ مفيد و شيخ طوسى،و سيّد ابن طاووس(رضوان اللّه عليه)نقل كردهاند و شايد بهترين آنها دعاى چهلوپنجم صحيفه كامله باشد. سيّد ابن طاووس از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه هركه در شب آخر ماه رمضان،آن ماه شريف را وداع گفته و بگويد:
خدايا اين ماه را آخرين بار روزهام در ماه رمضان قرار مده،و به تو پناه مىآورم از اينكه سپيده اين شب سر زند،مگر اينكه مرا آمرزيده باشى.
پيش از آنكه سپيده بر آيد،حق تعالى او را بيامرزد، و توبه و بازگشت نصيب وى كند.سيّد و شيخ صدوق از جابر بن عبد عبد اللّه انصارى روايت كردهاند كه در جمعه آخر ماه رمضان خدمت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله رسيدم،چون نظر آن حضرت بر من افتاد،فرمود:اى جابر اين آخرين جمعه از ماه رمضان است،پس آن را وداع كن و بگو:
اللَّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ صِيَامِنَا إِيَّاهُ فَإِنْ جَعَلْتَهُ فَاجْعَلْنِي مَرْحُوما وَ لا تَجْعَلْنِي مَحْرُوما
خدايا اين ماه را آخرين بار روزه ما در ماه رمضان قرار مده،اگر قرار دادهاى پس مرا رحمت شده بدار،نه محروم از رحمت.
به راستى هركه اين دعا را در اين روز بخواند به يكى از دو خصلت نيكو ظفر يابد: يا رسيدن به ماه رمضان آينده،يا آمرزش خدا و رحمت بىانتهاى او.سيّد ابن طاووس و كفعمى از حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله روايت كردهاند كه فرمود: هركه در شب آخر ماه رمضان،ده ركعت نماز به صورت دو ركعت بخواند،در هر ركعت سوره«حمد»را يك بار،و «قل هو اللّه احد» راه ده بار،و در هر يك از ركوع و سجود ده مرتبه بگويد:
اى زنده به خود پاينده!اى داراى بزرگى و بزرگوارى،اى بخشنده دنيا و آخرت و اى مهربان دنيا و آخرت،اى مهربانترين مهربانان،اى معبود گذشتگان و آيندگان،گناهانمان را بيامرز،و نماز و روزه و شببيداريمان را قبول كن.
سوگند به كسىكه مرا به راستى به پيامبرى مبعوث كرد،كه جبرئيل مرا از اسرافيل خبر داد و اسرافيل از پروردگار خود،كه سر از سجده برنداشته،خدا او را بيامرزد،و ماه رمضان را از او قبول كند،و از او درگذرد تا آخر خبر.و اين نماز در شب عيد فطر هم روايت شده است، ولى در اين روايت آمده است كه تسبيحات اربعه را در ركوع و سجود به جاى ذكر ركوع و سجود بخواند،و به جاى «اغفر لنا ذنوبنا»تا آخر بگويد: