فرهاد دیرنگ
ای بالقوه قابلتفسیر در بستر علم مطرح میشود؛ هرچند نه لزوما با ابزارها و معیارهای سختگیرانهی فیزیک جریان اصلی. نقطهی قوت اصلی کتاب در جسارت میانرشتهای آن است: تمپل خواننده را وادار میکند بدیهیات پذیرفتهشده دربارهی ماده، حیات و معنا را دوباره بیازماید و به نقش مغفول پلاسما در کیهان بیندیشد. با این حال، همین رویکرد جسورانه محدودیتهای جدی نیز دارد. بسیاری از پیوندهایی که میان پلاسما، آگاهی و معنویت ترسیم میشوند، تفسیری و گمانهزنانهاند و از نظر جامعهی علمی جریان اصلی، پشتوانهی تجربی کافی ندارند. محو شدن مرز روششناختی میان دادهی علمی و تأویل فلسفی، کتاب را از یک پژوهش فیزیکی به متنی اندیشهبرانگیز اما مناقشهپذیر بدل میکند. در مجموع، «پلاسما» اثری است که بیش از آنکه پاسخهای قطعی ارائه دهد، پرسشهای بنیادی تازهای مطرح میکند. رابرت کی. جی. تمپل با قرار دادن پلاسما در مرکز روایت خود، میکوشد افق گفتوگو میان علم، فلسفه و معنویت را گسترش دهد. حتی اگر بسیاری از ادعاهای کتاب در قلمرو علم گمانهزن باقی بمانند، ارزش آن در تحریک تخیل نظری و دعوت به بازاندیشی نسبت میان جهان فیزیکی و تجربهی معنوی انکارناپذیر است.
کتاب پلاسما
مترجم:
