
رابطه این دو «پ» یعنی پول و پز، رابطهای قدیمی و طبیعی است. اصولا انسان به عنوان موجودی اجتماعی دوست دارد ستایش شود و مورد تائید و تحسین جمع قرار گیرد.
از همین رو، از تمام وسایل و امکانات موجودش برای به دست آوردن این اکسیر گرانبها استفاده میکند و باز طبیعی است پول چون دستیابی به ابزار و لوازم کسب تحسین را فراهم میکند، رابطهای مستقیم با آن داشته باشد.
تا اینجای کار مشکلی نیست و پولدارها پز میدهند و… نوش جانشان! دارندگی و برازندگی، اما مشکل از آنجا شروع میشود که تعادل در این کسب تحسین دیگران، برهم خورده و پای لغاتی چون فخر فروختن، تحریک کردن، به رخ کشیدن و امثالهم پیش میآید. اینجاست که دیگر ماجرا یک پز دادن ساده نیست، بلکه سم مهلکی است که با توجه به شکاف قابل توجه طبقاتی در جامعه به نوعی منجر به تحریک برخی طبقات شده و واکنشهای درون فردی و اجتماعی را ناشی شده و منشأ برخی آسیبهای اجتماعی میشود. این همان تعبیر «نمایش ثروت و تجمل» است که رهبر انقلاب بارها به آن اشاره کرده و خواستار اقدامات فرهنگی برای کاهش آن شدهاند. اقدامات فرهنگی از آن رو که اولا پدیدههای اجتماعی با برخوردهای حذفی و سلبی، کاهش نمییابند یا اگر بیابند، کاهش موقتی است و ثانیا هر پدیدهای حتی نامطلوب در هر حال در جامعه وجود خواهد داشت و صفر نمیشود، بلکه فقط کاهش پیدا میکند و ضعیف میشود.
فخرفروشان کیستند؟
نمونهها و مصداقهای متعددی میتوان برای گروههای فخرفروش به یاد آورد. مثال بارز و اخیر آن به راه افتادن صفحه بچه پولدارها در شبکههای مجازی مانند اینستاگرام یا فیسبوک بود که مدتی هم سروصدا کرد. برخی سلبریتیها، ورزشکاران، هنرمندان (گفتیم برخی، نه همه آنها!) و دیگر چهرههایی که به هر دلیل در کانون توجه عمومی قرار میگیرند نیز گاه نمایشدهی این گونه را به حد انزجار میرسانند. پولهایی که خرج برخی اقلام عجیب و غریب میکنند، چیزهایی که میخرند، جاهایی که میروند و رفتارهایی که بروز میدهند، جلوی چشم برخی اقشار که از نظر مالی وضعیت مشابه آنها را ندارند، تحریککننده است. البته شکی نیست هر کس در محدوده شخصیاش مختار به هر کار و انتخابی است، اما وقتی کاری به صورت سوپراغراق شده به سطح جامعه کشیده میشود، ماجرا فرق میکند.
