
گروه معارف رجانیوز- مصطفی امیری*: نشانههای ظهور از جذابترین و پرطرفدارترین بخشهای معارف مهدوی است. اختصاص بخش عمدهای از روایات مهدویت به این موضوع، بهترین گواه بر این مسئله است. این جذابیت از سویی باعث افزایش اقبال عمومی به این مسئله و در نتیجه اصل اندیشه مهدویت میشود، اما از سوی دیگر، افزون بر ایجاد زمینه مناسب برای ورود خرافات، طمع شیادان را برای جعل و تحریف روایات را، دو چندان میکند. از اینرو، نظر به فقدان پژوهشهای مستند در این زمینه، شایسته است با انجام تحقیقات مبتنی بر اصول و قواعد فهم حدیث و با جداسازی احادیث صحیح از ضعیف و مطالب مستند از غیرمستند، علاوه بر پالایش معارف مهدویت از خرافات، زمینههای سوءاستفاده از این موضوع نیز، از میان برداشته شود.
در سلسله مقالات مباحث مهدویت، تلاش خواهد شد كه با اعتماد به روایات و احادیث اسلامی، تصویری کامل، منسجم و معقول از نشانه های حتمی ظهور و رخدادهای مرتبط، ارائه شود. کمترین نتیجه این تلاش، این است که محققان خواهند توانست در خصوص مباحث مهدویت، مطالب مستند را از مطالب غیرمستند تمیز بدهند و در مقام قضاوت و تحلیل، از استناد به مطالب غیرمستند بپرهیزند.
در مقاله ششم، به وجوب فقهی شناخت نشانه های حتمی ظهور، اشاره شد. و در مقاله هفتم، به این پرسش، پاسخ داده شد که آیا در نشانه های ظهور و بخصوص در نشانه های حتمی ظهور از جمله یمانی، سفیانی و …، امکان بداء، تغییر و بلکه عدم وقوع، مطرح است یا نه؟ و در مقاله هشتم، به اهمیت فراوان جایگاه شورش سفیانی به عنوان بزرگترین دشمن امام عصر و اولین نشانه حتمی ظهور، که به نوعی تمام علائم حتمی ظهور با این نشانه در ارتباط هستند، پرداخته شد و به این نکته مهم، اشاره گردید که یکی از اساسیترین اهداف قیام سفیانی، حمله به مناطق شیعه نشین، کشتار شیعیان و حمله به مراکز مقدسه شیعه در کشور عراق، است.
و تأثیر این رخداد عظیم در کیان تشیع و تهدیدی که از ناحیه سفیانی متوجه شیعیان جهان میشود، بررسی ابعاد این ماجرا و آگاهی از زوایای مختلف آن را ضروری مینماید. در مقاله نهم به معرفی مختصات اولین نشانه حتمی ظهور، سفیانی و ابعاد گسترده این رخداد و ارتباط آن با حوادث کشور سوریه در آخرالزمان و منطقه شام، پرداختیم.
و در مقاله دهم، به این پرسش، پاسخ داده شد که آیا سفیانی، نماد است یا حقیقت؟ به عبارت دیگر، می توان به سفیانی به عنوان نماد تفکر حاکم و جریان مخالف شیعه نگریست؟ و یا در عین حال اینکه در گستره جهان اسلام، یک تفکر ضد شیعی قلمداد میشود، هیچ استبعادی ندارد که رهبر این جریان، شخصی واحد و از خاندان ابوسفیان باشد. در مقاله یازدهم، به تبیین ویژگی های شخصی، جسمانی و اوصاف شخصی بزرگترین دشمن امام عصر، خواهیم پرداخت.
در مقاله دوازدهم، به دین، مذهب و گرایش سفیانی به دنیای غرب و پیمان مشترک نظامی سفیانی با تمدن غرب اشاره شد. در مقاله سیزدهم، به زمان خروج سفیانی در سال ظهور امام مهدی، و قیام یمانی و خراسانی نیز اشاره گردید و برای اولین بار به معنای صحیح و تفسیر خروج همزمان این سه جریان (خراسانی از ایران و یمانی از یک سو و سفیانی در سوی دیگر) در گستره جهان اسلام، اشاره شد. در مقاله چهاردهم، به فاصله بین خروج سفیانی در ماه رجب از سوریه تا قیام امام عصر در عاشورای ماه محرم از مکه و فاصله 15 ماه بین خروج سفیانی و ظهور امام عصر، تثبیت شد و نیز اشاره ای به فرق بین ظهور، قیام و خروج امام عصر، گردید.
اکنون به کلید طلایی شناخت سفیانی، آخرین حاکم سوریه و حمایت نژاد بنی کلب از وی، محل و آغاز کودتای احتمالی سفیانی علیه حاکم سوریه در سال ظهور، از منطقه وادی یابس و درعا در جنوب سوریه، به تفصیل اشاره خواهد شد.
نام سفیانی
سوالات متعددی درباره نام سفیانی، مطرح است از جمله:
· آیا نام حقیقی و واقعی آخرین حاکم سوریه، در احادیث ذکر شده است؟
· آیا نام وی، عثمان بن عنبسۀ، می باشد؟ آیا این نام، واقعی است و یا رمز و کنایه از برخی از حقایق؟
· آیا نام عثمان، همچون اسامی دیگر شخصیت های ظهور، اصهب و ابقع، رمز و از موضوع خاصی حکایت دارد؟
· چرا لشکر اعزامی سفیانی به عربستان و شهر مدینه، با واکنش متقابل نظامی حاکمان حجاز، روبرو نخواهد شد؟
· چرا از مقاومت حاکمان حجاز در برابر حمله به عربستان، سخنی به میان نیامده است؟ آیا محصول توافق است؟
· آیا بین آخرین حاکم سوریه و حاکمان عربستان در سال ظهور، علاقه و ارتباط خاصی، برقرار است؟
در این نوشتار، سعی شده است به این سوالات و ابهامات، پاسخ داده شود.
اشاره
در روایات متعددی که از سفیانی و حوادث مربوط به او سخن به میان آمده، در مقام اشاره به این شخصیت، بیشتر از دو واژه «سفیانی» منسوب به ابوسفیان، رئیس سلسله بنی امیه و «ابنآکلۀالاکباد» (پسر زن جگرخوار) که به هند جگرخوار، همسر ابوسفیان اشاره دارد، استفاده شده است. واژه دوم، بدون تردید نام حقیقی شخص مورد نظر ما نیست، بلکه به نسب او اشاره دارد. واژه اوّل نیز نام حقیقی این شخص نیست؛ چرا که از یکسو، این واژه از «سفیان» و «یا»ی نسبت ترکیب شده است که اشاره به انتساب او به خاندان ابوسفیان است، و نمیتوان منسوب (لفظی که برای بیان نسبت به کار میرود) را نام حقیقی شخص، دانست، و از سوی دیگر، در برخی از روایات از امام معصوم علیهم السلام درباره نام سفیانی سؤال شده است[1] که نشان می دهد، سفیانی، نام او نیست. بلکه در لسان روایات، به این نام مشهور شده است.
