بررسی ها نشان داده که ۷۹۲ میلیون نفر در دنیا، حداقل با یک اختلال روانی درگیر هستند و همین امر موجب شده که مسئله «سلامت روان»، حوزه پر اهمیتی باشد. اما در چند سال اخیر، به دلیل افزایش تعداد بیماران، محدودیتهای مراکز درمانی، هزینههای بالای رواندرمانان و سختی تشخیص مشکلات روانی در افراد به دلیل وجود شرم از بیان مشکلات، متخصصان به این فکر افتادند که به کمک هوش مصنوعی، بخشی از پروسه مراقبت از سلامت روان را از دوش کادر درمان برداشته و از آسیبهای ناشی از آن جلوگیری کنند.
در طول سه سال گذشته و از زمان فراگیری بیماری کووید-۱۹، تعداد افرادی که برای رفع مشکلات سلامت و روان از جمله افسردگی و اضطراب به کادر درمان پناه بردهاند چند برابر شده. این یک واقعیت غم انگیز است که خودکشی در حال حاضر چهارمین عامل مرگ و میر در بین افراد ۱۵ تا ۲۹ ساله در سراسر جهان است و بسیاری از محققان یکی از عوامل اصلی این موضوع را شیوع کرونا دانستهاند.
همین شد که این فکر از سر جامعه درمانی عبور کرد که آیا به دلیل کمبود نیروی درمانی در چنین شرایط بحرانیای، میتوانیم به کمک هوش مصنوعی و ابزارهای قدرتمند آن که روزانه در حال تکامل هستند، از حجم این فشار کم کنیم؟ آیا این فناوری هوشمند و مبتنی بر یادگیری ماشینی میتواند بخشی از راهحل مشکل گشا باشد؟ آیا میتوانیم نیاز بیماران به دارو را به کمک این ابزار کم کنیم و یا این ابزار قرار است به شدت حادثه بیفزایند؟
