
تیرماه امسال، زمانی که نام علیرضا اعرافی در فهرست سه فقیه ابقاشده شورای نگهبان قرار گرفت، این تصمیم بیشتر در چارچوب تداوم رویههای معمول تفسیر شد؛ ابقایی که در کنار دیگر اعضای فقهی، نشانهای از ثبات در ترکیب یکی از مهمترین نهادهای نظارتی جمهوری اسلامی بود. کمتر کسی تصور میکرد کمتر از یک سال بعد، با ترور رهبر جمهوری اسلامی و تشکیل شورای موقت رهبری، او به عنوان تنها فقیه حاضر در این شورا در کانون توجه قرار گیرد.
شورای موقت رهبری، مطابق سازوکار پیشبینیشده در قانون اساسی، متشکل از رییسجمهور، رییس قوه قضاییه و یک فقیه عضو شورای نگهبان است. اکنون این فقیه، علیرضا اعرافی است؛ روحانیای که طی سه دهه گذشته، بیآنکه درگیر منازعات رسانهای و جدالهای لفظی شود، پلهپله به بالاترین سطوح ساختار قدرت نزدیک شده است. اعرافی همواره تصویری آرام، گزیدهگو و کمحاشیه از خود ارایه داده است. او نه در صف نخست سخنرانیهای سیاسی جنجالی قرار داشته و نه درگیر جدالهای آشکار جناحی شده است. همین پرهیز آگاهانه از سیاستورزی علنی، به او امکان داده است در سکوت رسانهای، جایگاه خود را در ساختارهای کلیدی تثبیت کند. با این حال، کمحاشیه بودن به معنای کماثر بودن نیست. سهم اعرافی در سیاستورزی، بیش از آنکه از مسیر تریبونهای عمومی بگذرد، از دل نهادهای آموزشی و مذهبی عبور کرده است. عضویت طولانیمدت او در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم – یکی از مهمترین تشکلهای سیاسی- مذهبی جریان اصولگرا- نشان میدهد که او از همان دهههای گذشته در متن شبکه تصمیمسازی روحانیت سنتی حضور داشته است. دهه ۱۳۷۰ را میتوان نقطه آغاز صعود ساختاری او دانست. حضور در کلاسهای فلسفه محمدتقی مصباحیزدی و تدریس در مدرسه وابسته به او، اعرافی را به حلقهای نزدیک کرد که بعدها نقش مهمی در بازتولید کادرهای جمهوری اسلامی ایفا کرد. اندکی بعد، او به ریاست «مرکز جهانی علوم اسلامی» رسید؛ نهادی که با هدف تربیت طلاب خارجی و گسترش نفوذ فکری ایران تاسیس شده بود. اعرافی در همین دوران به مدرسه «امام خمینی» مصباحیزدی هم رفتوآمد داشت. آنجا پیش مصباح فلسفه خواند و بعدها در مدرسه مصباح، فلسفه درس داد.
اعرافی و جامعهالمصطفی
در سال ۱۳۸۷، این مرکز با «سازمان مدارس و حوزههای علمیه خارج از کشور» ادغام شد و مجموعهای تازه با نام جامعه المصطفی العالمیه شکل گرفت. اعرافی از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۷ ریاست این نهاد را برعهده داشت. در این دوره، جامعه المصطفی به بازوی مهم دیپلماسی مذهبی جمهوری اسلامی تبدیل شد؛ شبکهای گسترده از طلاب غیرایرانی که در کشورهای مختلف فعالیت میکنند و پیوندی فرهنگی با قم دارند. مدیریت چنین نهادی، صرفا یک مسوولیت آموزشی نبود، بلکه به معنای حضور در نقطه تلاقی سیاست خارجی، امنیت فرهنگی رسمی نظام بود. اعرافی پیش از آن در «مرکز جهانی علوم اسلامی» بود که ابتدا یک نهاد فرعی زیرنظر وزارت علوم بود ولی از سال ۱۳۷۷ مستقل شد و در اساسنامه نوشتند که موسس آن آیتالله خامنهای است. این مرکز سال ۱۳۸۷ با دستور رهبری شهید با «سازمان مدارس و حوزههای علمیه خارج از کشور» ادغام شد و «جامعه المصطفی العالمیه» بنا گذاشته شد. اعرافی در آن دوران موسسه شخصی خودش را با عنوان «موسسه اشراق و عرفان» بنا نهاده بود. این موسسه ظاهرا پژوهشکدهای در حوزه فلسفه و فقه بود ولی در اصل قرار بود موسسه نشر و تنظیم آثار باشد. همزمان با این تلاشهای شخصی، از جانب رهبر جمهوری اسلامی به او ماموریت داده شد که رییس «جامعه المصطفی العالمیه» شود. او سال ۱۳۸۸ کارش را در این مرکز شروع کرد. رهبری شهید سال ۱۳۹۰ اعرافی را به عنوان عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز منصوب کرد. سال ۱۳۹۵ پس از انتخاب اعرافی به عنوان مدیر حوزههای علمیه کشور، آیتالله خامنهای در توصیف انتخاب او گفتند «وقع الحق فی محله». جامعه المصطفی العالمیه که اعرافی آن را از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۷ رییسش بود، از ۱۳۰ کشور طلبه پذیرفته که البته بسیاری از آنها به صورت مجازی تحصیل میکنند و ۸۰ مرکز مذهبی در کشورهای مختلف تحت حمایت این مرکز قرار دارند. ماموریت اصلی طلاب تحت حمایت و تربیت این مرکز، گسترش شیعه در کشورهای مختلف بود. روایت اعرافی درباره این بخش از فعالیتهای مرکز هم جامعه المصطفی را مانند اتاق فکر این هدف به تصویر میکشد: «مسیحیت رقیب ماست که بیش از یکهزار مرکز دانشگاهی در دنیا داشته و در ایران نیز کلیساهای خانگی در تهران و کرج کم نیست و در کشورهای گوناگون از جمله اندونزی، افغانستان و… فعالیت دارند.» مهرماه ۱۳۹۶ اعرافی گفته بود که ۱۰۰هزار طلبه غیرایرانی از ۱۳۰ کشور تحت نظر این مرکز هستند؛ مهرماه ۹۷، معاون آموزشی این مرکز گفته که تعداد طلبههای ما، ۵۰ هزار نفر از ۱۱۰ملیت هستند؛ آذر ۱۳۹۷، معاون پژوهشی این مرکز گفته که ۱۰۰هزار طلبه از ۱۳۶ کشور تحت نظر جامعه المصطفی هستند. در وبسایت این مرکز آمده است که «این نهاد علمی بینالمللی بیش از ۵۰۰۰ دانشپژوه مرد و زن را از ۱۲۲ملیت، تحت تعلیم و تربیت خود داشته که تاکنون، بیش از ۲۵۰۰۰ نفر از آنان دانشآموخته شدهاند.»
اعرافی و شورای عالی حوزههای علمیه
