در حال حاضر، بهدلیل رشد چشمگیر تولیدکنندگان و مصرفکنندگان متصل، شرکتهایی که توانستهاند بازار محتوا را از طریق پلتفرمهای دیجیتال سازماندهی کنند، در موقعیتی ممتاز و تعیینکننده قرار گرفتهاند. در ادبیات نظری، این روند با مفهوم «پلتفرمسازی» شناخته میشود؛ مفهومی که به نفوذ ساختاری، نهادی و فرهنگی پلتفرمها در نظامهای فرهنگی اشاره دارد. در چارچوب این دگرگونی، پلتفرمها بهعنوان تنظیمگران جدید فرهنگ عمل میکنند؛ آنها تعیین میکنند چه محتوایی دیده شود، کدام سبکها برجسته و کدام روایتها به حاشیه رانده شوند. اگرچه این روند ابتدا جهانی بود، ایران نیز بهسوی پلتفرمیشدن پیش رفته است. در حوزه فیلم، VODها به رقبای رسانههای سنتی بدل شدهاند. در موسیقی، پلتفرمهای فروش دیجیتال فارسی فعال شدهاند و در شبکههای اجتماعی نیز تولیدکنندگان محتوا مسیرهایی نو برای تعامل و درآمدزایی یافتهاند. با این حال، سیاستگذاری فرهنگی در ایران هنوز عمدتاً تابع نهادهای رسمی و سنتی است و منطق پلتفرمی در آن کمتر دیده میشود. بنابراین، فقدان درک نهادی از پلتفرمها و نبود سازوکارهای تنظیمگر مناسب، چالشهای جدی برای حکمرانی فرهنگی بهوجود آورده است.
