
آقای امیدوار معلمی بیانگیزه و سر به هواست که در مشکلات مالی غرق شده و به علت رفتارهای غیرمتعهدانهاش در معرض خطر اخراج قرار گرفته است. شخصی به نام آقای شیرازی، به صورت اشتباهی با آقای امیدوار تماس میگیرد و او را با هزینه تدریس قابل توجهی برای تدریس خصوصی به پسرش پوریا استخدام میکند. خانواده شیرازی، خانوادهای ثروتمندند و خانهای بزرگ دارند. آقای امیدوار که از دست شرخرها فراری است، ادعا میکند که به علت شیوه تدریسش باید در خانه شیرازیها بماند. آقای امیدوار شروع به آموزش به روشهای تکراری و سنتی میکند اما بعد از مدتی، مجبور میشود برای دریافت پولی که به آن نیاز دارد، روشهای مختلف را امتحان کرده و در نهایت کلاس درسی تجربی با مسائل متنوع برای پوریا آماده میکند و او را به درس علاقهمند میسازد. آقای امیدوار از معلمی نالایق به معلمی دلسوز تبدیل میشود که سال بعد برنده جشنواره الگوهای برتر تدریس میگردد.
