اصطلاح اکوسیستم یا زیستبوم در علم زیستشناسی از جانب آرتور روی کلافارم (دهه ۱۹۳۰) ابداع و سپس از سوی تانزلی (۱۹۳۵) تکمیل و ارائه شد. مطابق تعاریف اولیه، همه موجودات و محیط فیزیکی مربوط را که با هم در تعامل هستند و اجزای آنها با هم به عنوان یک واحد عمل میکنند و با یک یا چند حالت تعادل مشخص میشوند، اکوسیستم گویند که در آن مجموعهای از شرایط نسبتاً پایدار برای حفظ جمعیت یا تبادل مواد مغذی در سطوح مطلوب وجود دارد. حالت تعادل با مدلسازی دینامیک انرژی در گردش اکوسیستم توصیف میشود. کالری سوزاندهشده و طعمه مصرفشده و انرژی طعمه به شکارچی منتقل میشود و با مرگ و تجزیه گیاهان، انرژی آنها به خاک انتقال مییابد و دوباره از سمت گیاهان دیگر جذب میشود. اکوسیستم را میتوان تنها یک کل در نظر گرفت، نه تکهتکه، زیرا هر بخشی از اکوسیستم تاثیر عملکردی بر بخشهای دیگر میگذار. استعاره اکوسیستم را جی مور به حوزه مدیریت وارد کرد. او شباهتی بین سیستم بیولوژیکی و کسبوکار ترسیم و بیان کرد مانند موجودات در طبیعت، بنگاههای اقتصادی نیز با یکدیگر در یک محیط تجاری معین تعامل دارند. در تعریفی دیگر اکوسیستم را متشکل از سازمانهای متقابلی میدانند که ماژولار هستند، سلسلهمراتبی مدیریت نمیشوند و با عدم استقرار مجدد سرمایهگذاری جمعیشان در جاهای دیگر به یکدیگر متصل شدهاند؛ فرایندها، استانداردها و قوانینی را برای همسویی، هماهنگی و تعامل دارند و ارزش میآفرینند (یاکوبیدز ۲۰۱۸). اما تفاوت عمده بین اکوسیستم نوآوری، پژوهش و کارآفرینی چیست و چه تاثیری بر اکوسیستم استارتآپی میگذارند؟
