
در حالی که فضای رسانهای منطقه طی هفتههای اخیر مملو از سیگنالهای متناقض درباره احیای مسیر دیپلماسی میان ایران و ایالات متحده بود، توقف ناگهانی گفتوگوهای غیرمستقیم در پاکستان، بار دیگر این پرسش قدیمی را به مرکز توجه بازگرداند: آیا اساساً دو طرف هنوز به «توافق» بهعنوان یک گزینه عملی باور دارند، یا صرفاً در حال مدیریت تنش هستند؟ آنچه از شواهد و قرائن برمیآید، نشان میدهد مذاکرات نه به دلیل یک اختلاف مقطعی، بلکه بر اثر انباشت چند گره راهبردی متوقف شده است؛ گرههایی که باز کردن آنها مستلزم تصمیمهای پرهزینه سیاسی در هر دو سوی میز است. در این میان، تهدیدات تازه دونالد ترامپ درباره امکان کنترل یا محدودسازی تردد در تنگه هرمز به عنوان گلوگاه انتقال حدود یکپنجم نفت جهان، بار دیگر متغیر امنیتی را به متن معادله بازگردانده و وزن عوامل بازدارنده را در برابر گزینه دیپلماسی افزایش داده است.
این مذاکرات که بهصورت غیرعلنی و با واسطهگری طرفهای ثالث در پاکستان دنبال میشد، در ظاهر ادامه همان مسیر فرسایشی پسابرجامی بود؛ مسیری که از خروج آمریکا از توافق در سال ۲۰۱۸ آغاز شد و پس از آن، در قالب تلاشهایی، چون گفتوگوهای وین، دوحه و عمان پیگیری شد. اما تفاوت این دور از مذاکرات در آن بود که برخلاف گذشته، تمرکز از «احیای کامل برجام» به سمت یک «توافق حداقلی و موقت» تغییر یافته بود؛ توافقی که بتواند بهصورت محدود، هم بخشی از تحریمها را تعلیق کند و هم سطح تنش هستهای را کنترلپذیر نگه دارد.
