
هیئت امناء امام زاده عون ابن علی (ع) هدایا و نذورات مردم را جمع آوری کرده و تحویل آقای معتمدی حسابدار امام زاده داده تا خرج باز سازی و مراسم ایام محرم گردد، هدایا و نذورات جمع آوری شده در بین راه توسط دو نفر از جوانان گمراه به سرقت می رود. اسماعیل از جوانان خوش نام ماسوله در راه بازگشت به ماسوله با صحنه تصادفی مواجه می شود، آقای معتمدی به شدت زخمی است او را به بیمارستان میبرد و این سر آغاز درگیری اوست. پلیس منطقه در جست و جوی علت تصادف و سرقت پولهاست.این حادثه زمینه ساز بروز درگیری بین دو خانواده سید رسول و حاج ابراهیم می شود که مدتهاست و رابط دوستانه و عمیقی دارند، و دختر یکی عروس خانواده دیگری است…
