
عزت با اشتباهات اقتصادی اش ورشکست شده و از دست طلبکارانش گریخته است و با خانواده اش به خانه ای قدیمی پناه برده است. عزت با روح پدر تازه درگذشته اش خانقلی خان قلیخانی در ارتباط است .همسر عزت از او می خواهد تا کارگاه تولید شیرینی پولکی را که به ارث برده است احیا کند اما ……
