اعتماد نظام از 598 تا لوزان/ اعتمادی که باید برای پیروزی خرج می‌شد برای شکست استفاده شد

در واقع اعتماد کامل و تامی که حضرت امام به آقای هاشمی رفسنجانی برای پیروزی فاتحانه جنگ کرده بودند، با سیاست ورزی جانشین فرماندهی کل قوا تبدیل به «جام زهر» قبول قطعنامه 598 شد و فجایعی در چند روز رقم خورد که اگر نبود خیزش بسیجیان، قطعاً خرمشهر و آبادان و اهواز و کرمانشاه در 24 ساعت به تصرف دشمنان اسلام درآمده بود؛ هر چند اشغال بیش از 1200 کیلومتر از خاک ایران، 15 هزار اسیر و دست بالای عراق در مذاکرات آتش بس نتیجه وقایع پیش و پس از پذیرش قطعنامه بود.
چهارشنبه 16 ارديبهشت 1394 18:15 ساعت

در واقع اعتماد کامل و تامی که حضرت امام به آقای هاشمی رفسنجانی برای پیروزی فاتحانه جنگ کرده بودند، با سیاست ورزی جانشین فرماندهی کل قوا تبدیل به «جام زهر» قبول قطعنامه 598 شد و فجایعی در چند روز رقم خورد که اگر نبود خیزش بسیجیان، قطعاً خرمشهر و آبادان و اهواز و کرمانشاه در 24 ساعت به تصرف دشمنان اسلام درآمده بود؛ هر چند اشغال بیش از 1200 کیلومتر از خاک ایران، 15 هزار اسیر و دست بالای عراق در مذاکرات آتش بس نتیجه وقایع پیش و پس از پذیرش قطعنامه بود.

در واقع اعتماد کامل و تامی که حضرت امام به آقای هاشمی رفسنجانی برای پیروزی فاتحانه جنگ کرده بودند، با سیاست ورزی جانشین فرماندهی کل قوا تبدیل به «جام زهر» قبول قطعنامه 598 شد و فجایعی در چند روز رقم خورد که اگر نبود خیزش بسیجیان، قطعاً خرمشهر و آبادان و اهواز و کرمانشاه در 24 ساعت به تصرف دشمنان اسلام درآمده بود؛ هر چند اشغال بیش از 1200 کیلومتر از خاک ایران، 15 هزار اسیر و دست بالای عراق در مذاکرات آتش بس نتیجه وقایع پیش و پس از پذیرش قطعنامه بود.
محمدحسن روزی‌طلب در سرمقاله دهمین شماره نشریه رمزعبور نوشت: 
1-  28 فروردین 1367 با عقب‌نشینی نیروهای ایرانی از فاو، بعد از 7 سال موازنه نظامی در جنگ ایران و عراق به هم خورد و در پی آن سلسله شکست‌های نیروهای نظامی ایران در جنوب و غرب آغاز شد. با سخت شدن اوضاع، زمزمه های پایان جنگ به هر طریق ممکن در فرماندهی ارشد جنگ و برخی سیاسیون که از قبل در مجمع عقلا گرد آمده بودند، شنیده می شد. در این میان برخی عدم همکاری متقابل سپاه و ارتش با دولت و یا عدم حضور نیروی انسانی در جبهه ها را دلیل این شکست ها می دانستند. فرماندهی ارشد جنگ هم نداشتن اختیارات کافی برای اداره امور را دلیل نابسامانی اوضاع عنوان می کرد. در 12 خرداد 1367، امام خمینی(ره) در حکمی آقای هاشمی رفسنجانی را با تمام اختیارات به جانشینی فرماندهی کل قوا منصوب کرد که نشانگر اعتماد کامل امام به رئیس وقت مجلس بود؛ این اختیارات تام نظامی، اداری و قضایی که عملاً دولت و قوه قضائیه و نیروهای نظامی را تحت یک فرماندهی واحد قرار می داد بنا به حکم امام خمینی (ره) در جهت به ثمر رسیدن اهداف مشخص از سوی فرماندهی کل بود. هدفی که چند روز قبل یعنی 7 خرداد در پیامی به مناسبت آغاز به کار مجلس سوم مشخص شده بود: « رزمندگان عزیز و دلاور ما اعم از ارتش و سپاه و بسیج … عزمها را جزم کنند و بر دشمن زبون بتازند و با همت خود افتخار نصرت و پیروزی را به ارمغان آورند که سرنوشت جنگ در جبهه‏ ها رقم می ‏خورد، نه در میدان مذاکره ‏ها.»
سکوت نمایندگان مجلس به چه معناست؟ آیا همان کسانی که روزی ساکت فتنه نامیده شدند و این نام را بر خود نتابیدند، در حال حاضر ساکت جولان دادن غربگرایان در ایران اسلامی نیستند؟این ها آیا به روز قیامت و پاسخگویی خون شهدا معتقدند؟ یا نه رفاه اقتصادی چشمان آنان را کور کرده است؟
خدا لعنت کند خائنین و لیبرالیسم های روشنفکر نما را که در طول تاریخ باعث عقب افتادگی این کشور شده اند…
ان شالله که به اذن خدا همین خیانت ها باعث رسوایی و کنار گذاشتن آنها در انتخابات آتی مجلس و ریاست جمهوری برای همیشه از عرصه حکومت خواهد شد…
خدا موفق شون نارد اگر بخواهندماراوابسته به آمریکاکنند تورو خداهرکس میتونه جلو این وطن فروشها بایستند
متن بسیار جامع و عالی نوشته شده هرچند داغ دل ما را تازه کرد
لعنت خدا بر معاویه و عمر سعد زمانه
توافق هسته ای در زمان خودش از عهد نامه گلستان و ترکمنچای بدتر است فقط خدا و اما عصر کمکمان کند که بشر موجود ناشناخته ای است.
رهبر دیشب در دیدار با معلمان رسما فرمودن که مذاکرات ترک شود. مجلس و علما و طلاب و دانشجویان چرا ساکتن پس؟!
اگر ذره ای از شجاعت امام خامنه ای در این افراد وجود داشت ، آمریکا جرات نمی کرد که با شبح تهدید بخواهد از ایران باج خواهی کند
خوب بود ولی کو گوش شنوا از شیخین فعلا، خوشحال مذاکرات . آینده روشن می کند بازندگان مذاکرات هسته ای 6
با عقلانيت دولت روحانى انشاالله مذاكرات به نتيجه مي رسد و مشخص خواهد شد نتيجه كار چه كسى ارزشمندتر خواهد بود ،عمل گرا بودن روحانى و تيم محبوب و قدرتمندش يا احمدى نژاد و جليلى رويا پرداز شما كه با شعار و توهم ماحصلى جز قطعنامه و تحريم براى كشور رقم نزدند.
آقای مهرداد بنده به جای مثبت و منفی به شما جوابی میدهم.
نمیدونم چقدر در جریان ریز مذاکرات در دهه اخیر هستید ولی خلاصه عرض کنم 1) توافق تهران با مشارکت ترکیه و برزیل کاملاً اثبات کردآمریکا ساختار تحریمها در کنار اقناع طرفهای بین المللی را با هدف اعمال تحریمها طراحی کرده و قصدش کاهش ذخیره اورانیوم غنی شده تا فلان میزان یا نگه داری آن در کشور ثالث نیست بلکه میخواهد تحریمها را اعمال کند؛ هم برنامه درازمدتی (که مبنای فعالیت نیروهای progressive در گروههای سیاسی در غرب هست، یعنی به تحریم و multilateralism به عنوان جایگزینی برای اتحادهای نظامی و مداخله مستقیم نگاه میکنند) دارد و میخواهد ابزار جدید تحریم را عملاً امتحان کند و هم تمام استدلالهای آمریکا بهانه ای بیش نبوده. اینکه آمریکا اجازه داد برزیل و ترکیه پیشنهاد را مطرح کنند با این فرض بود که ایران پیشنهاد را رد خواهد کرد و اجماع در شورای امنیت به وجود خواهد آمد یعنی هرچند ایران انعطاف نشان داد ولی آمریکا کار خود را کرد.
2) تحریمهای تدریجاً افزایش یابنده مثل تجمیع نیرو پشت خط قبل از یک عملیات بزرگ است. روزی که آمریکا حدود 100 هزار نیرو در خلیج فارس یرای حمله به عراق جمع کرد مشخص بود بوش قصد ندارد عملیات را در دقیقه نود لغو کند چون زمان زیادی صرف این جمع آوری عده شده. تحریمها هم با همین منطق انرژی زیادی گرفته بودند و قرار بود بدون شلیک یک گلوله کلک نظام را بکنند که وقع ما وقع.
3) باید اذعان کنم دکتر احمدی نژاد خاصیت دوقطبی سازی قابل توجهی داشت و افراد یا دربست با ایشان موافق بودند یا مخالف؛ متأسفانه وقایع بعد از سال 88 هم مزید بر علت شده به شکلی که خیلی از طرفداران دولت فعلی نمیدانند مذاکره کنندگان قبلی انعطاف و عملگرایی خوبی نشان داده اند.
4) این که حضرت آقا به نتیجه مذاکرات خوشبین نیستند مسبوق به سوابق بسیار جالبی است؛ ما با عربستان در انتقال اسلحه به مجاهدین بوسنی در جنگ بالکان مشارکت کردیم، در آزادی گروگانهای آمریکا به حزب الله لبنان فشار آوردیم، در شکست طالبان از نفوذ بر ائتلاف شمال استفاده کردیم (عملاً آمریکاییها در نقش نیروی هوایی و ائتلاف شمال در نقش نیروی زمینی کابل را فتج کردند)، حتی در دولت اصلاحات پیام دادیم در صورتی که فسلطینیها به سازشی با اسرائیل برسند ایران حرفی ندارد و نهایتاً نه تنها کمکهای صادقانه ما در کنفرانس بن مورد تقدیر قرار نگرفت، سر از محور شرارت در آوردیم، به حمله تهدید شدیم و تحت تحریم قرار گرفتیم.
4) عجیبترین چیزی که برای من سؤال برانگیز هست نحوه تعامل گروههای مطلع از پشت پرده در جریان مناظرات انتخابات 92 هست؛ آقایان ولایتی و روحانی هر دو خوب میدانند اوضاع از چه قرار است. این آقایان برخلاف القائات برخی دوستان سرسپرده غرب نیستند و فعالانه پیگیر سیاست حرکت به سمت شرق هستند و به خوبی میدانند یکی از دلایل عدم عضویت ایران در سازمان همکاریهای شانگهای لحن ضدغربی دکتر احمدی نژاد بود (تهدید آمریکا آن زمان برای روسیه یا چین اصلاً جدی نبود) کما اینکه رئیسجمهور چین در دوره دکتر احمدی نژاد حاضر به سفر به ایران نشد.
حرف برای گفتن بسیار بسیار زیاد است ولی با اطمینان خاطر زیاد خدمتتان عرض میکنم سیاست مهار ایران کنار گذاشته نخواهد شد و درگیری ما با آمریکا تعمیق و در یک سطح بالا تثبیت خواهد شد. یک زمانی امید این بود که از مذاکرات هسته ای به عنوان برگ برنده در تضمین امنیتی از آمریکا استفاده شود؛ الآن ایران نیازی به تضمین امنیتی آمریکا احساس نمیکند و عملاً آمریکا چیز زیادی برای عرضه ندارد و همان مقدار کم را هم حاضر به ارائه نیست (تنها اهرم فشار در اختیار آمریکا همین تحریمها هستند).
از خداوند برای شما و سایر عزیزان آرزوی توفیق دارم ولی بنده به این نتیجه رسیده ام در حیطه تخصصی خودم به دنبال تولید اقتدار برای نظام، تولید کالا و خدمات رقابت پذیر، تربیت شاگرد، ایفای نقش در راستای ایجاد تمدن اسلامی-ایرانی و ایجاد الگو برای نسلهای آینده باشم.
خدا نگهدار هاشمی باد
آقایون بنده یک حرفی میزنم خواهش میکنم سریع به من نگین خائن وطن فروش!
مردم همیشه در صحنه ایران دائم به دولتمردان نگاه میکنند و شاید با این تحلیلهای پیچیده فکر نکنند ولی بالأخره طبق فرموده معصوم مردم پیرو دین فرمانروایان خود هستند. در دوره مردمسالاری که ملوک توسط مردم انتخاب میشوند درجه ای از پویایی به این قضیه اضافه شده ولی کماکان مردم به عمل دولتمردان بیش از رفتار آنها نگاه میکنند.
این احساس خستگی و دلزدگی از انقلاب (گرچه شما جوانان عزیز از آن مبری هستید) متأسفانه بنا با دلایلی (حب دنیا، پیری، رفاه زدگی، الاموال و الاولاد، تأثیرپذیری از خارج، عدم صداقت و ابن الوقت بودن از همان اوایل انقلاب) تعداد بسیار زیادی از دولتمردان را گرفتار کرده و اکثریت قابل ملاحظه ای (با شواهد آماری که قابل بحث هستند) استدلال میکنند ادامه کار به شکل فعلی امکان پذیر نیست و باید گشایشی حاصل شود (دقیقاً مشابه اواخر جنگ که گرچه مردم تا آخرین لحظه جبهه را خالی نکردند حتی پس از سوت پایان بازی! در جریان عهدشکنی صدام به جبهه ها هجوم بردند، اکثریت دولتمردان فکر میکردند ادامه وضع ممکن نیست).
صادقانه، خالصانه، بینی و بین الله، هرچند میدانم این حرفها مایه مثبت و منفی مغرضانه «بعضی» افراد خواهد شد، ولی بنده به این دلیل که یک انسان جائزالخطا با زمینه هایی که خدا در وجودم به ودیعه گذاشته (که اما شاکرا و اما کفورا) به شما عرض میکنم پیامی که باید به جامعه منتقل کنید فاصله زیادی با درک مردم از زندگی دارد؛
بشر زندگی را در درجه اول برای زنده بودن میخواهد. گسترش اسلام وابسته به ایمان راسخ مؤمنین است ولی اقتضاء حکمت خدا این است که از مجاری عقلایی دنبال اهداف برویم. وقایع سالهای 90 و 91 بسیار آسیبزا بودند و تا هر زمانی که رقبای شما سیاستهای منتسب به شما را به وقایع آن دوران «متصل» کنند برد معنوی پیام شما محدود خواهد بود.
یک نکته مهم دیگر (به زعم بنده) این است که شما همه حقایق را اعلام نمیکنید. مثال ساده اینکه بخشی از پیشرفت فعلی ما از زمانهای گذشته شروع شده که نشان دهنده اهمیت اتصال به جهان خارج است. قطعاً پیشرفت فناوری ما امروز مستقل از کمک خارجی است ولی در نقطه شروع با کمک دیگران شروع شده است. تأکید روی خودبسندگی و خودکفایی بسیار مهم است ولی انکار «انتقال جریان فناوری از خارج به داخل» و الزامات فکری آنها، سوای افسانه پردازی، باعث میشود نوجوانانی که باید فردا این مسیر را طی کنند با پیشفرضهای غلط وارد این مسیر شوند. بنده فکر نمیکنم روش دولت فعلی ما را حتی به ترکستان هم برساند ولی دلیلی وجود دارد که مردم نه به دکتر جلیلی رأی دادند و نه به اصلاح طلبان؛ اگر فکر میکردند روحانی همان هاشمی است قطعاً خیلی کمتر از همین هم رأی میدادند. هنوز هیچ گروه سیاسیی نتوانسته برنامه جامع و مانعی ارائه دهد. دانش آموختگان جامعه امام صادق علیه السلام چنین دیدی نسبت به خود دارند ولی فکر میکنم نهایتاً بتوانند افکار و برنامه های خود را به دیگران «تزریق» کنند ولی بعید میدانم بر قوای مقننه و مجریه مسلط شوند.
مرگ برفتنه گر
یادمه آیت الله مصباح بعد از فتنه 88 گفته بود فتنه های بزرگتری در راه است ،تازه داره تعبیر این حرفش به وضوح نمایان میشود !
سلام من همیشه فکر میکردم مذاکره با آمریکا باعث سعادت مردم میشه ولی الان میبینم که هیچ نفعی واسه مانداشته حالا میفهمم آقای جلیلی زیر با حرف زور نمیرفته درود بر شرفش

منبع  : رجا نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *