
کارشناسان میگویند که استفاده آمریکا از مفاهیمی مانند حقوق بشر و دموکراسی در سیاست خارجی این کشور، غالبا بهعنوان ابزاری برای توجیه مداخلههای نظامی بوده است.
آمریکا پس از پایان جنگ جهانی دوم و شکلگیری چارچوبهای حقوق بینالملل مدرن، خود را بهعنوان یکی از موسسان سازمان ملل و تدوینکنندگان منشور ملل متحد معرفی کرد. با این حال، مروری بر رفتارهای نظامی این کشور در ۸ دهه گذشته نشان میدهد که در عمل، منافع ژئوپلیتیک و راهبردی واشنگتن بارها بر اصول حقوق بینالملل، حق حاکمیت ملی کشورها و استانداردهای بنیادین حقوق بشر اولویت داشته است.
مداخله در کره و ویتنام؛ فاجعه انسانی و کشتار غیرنظامیان
در جریان جنگ کره (سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۳)، راهبرد نظامی آمریکا متکی بر بمبارانهای گسترده و بیتفاوتی نسبت به اصل تفکیک میان نظامیان و غیرنظامیان بود.
