۱۴۰۵/۰۵/۰۸

به گزارش روزپلاس، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا با شعار «تسلیم بیقید و شرط ایران» از روز 9 اسفند 1404 پا به جنگی گذاشت که به زعم خودش، قرار بود طی چند روز با شکست کامل ایران به پایان برسد. او تصور میکرد که پس از به شهادت رساندن رهبری، بمبارانهای هوایی و تهدید به حمله زمینی، تهران را به زانو درخواهد آورد و برنامه هستهای و موشکی ایران را برای همیشه تعطیل خواهد کرد. اما در یک حرکت راهبردی که در محاسبات کاخ سفید نمیگنجید، ایران بلافاصله تنگه هرمز را بست و همه معادلات را یکباره به هم ریخت، تا بدین شکل به ناگهان اولویت اصلی آمریکا از «تسلیم ایران» به «باز کردن تنگه هرمز» تغییر یابد.
ماهها گذشت، میلیاردها دلار هزینه شد و بمبارانها ادامه یافت، اما تنگه هرمز همچنان بسته ماند. نه تنها این، بلکه محور مقاومت با گشودن جبههای جدید در جنوب شبهجزیره، بابالمندب را نیز بر روی صادرات نفت عربستان—مهمترین حامی پترودلار—بست و حلقه محاصره را بر متحدان آمریکا تنگتر کرد. ترامپ که روزی از «تسلیم بیقید و شرط» سخن میگفت، اکنون در باتلاقی گرفتار شده که خود مسئول آن است.
در واکنش به حملات آمریکا، ایران دست به اقدامی زد که نه تنها معادلات نظامی، بلکه کل بازی راهبردی منطقه را دگرگون کرد: بستن تنگه هرمز. این اقدام، اگرچه برای بسیاری ناگهانی به نظر میرسید، اما حاصل سالها برنامهریزی و تدوین راهبردهای دقیق نظامی بود. ایران به خوبی میداند که این تنگه برای اقتصاد جهانی چه اهمیتی دارد و به همین دلیل، به هیچ قیمتی حاضر نیست آن را از دست بدهد.
