نخست باید اذعان کرد که بخشی از این ناکامی به رفتار بخش خصوصی بازمیگردد. اعتراضهای کسبوکارهای فینتک، هرچند ریشه در مسائل واقعی دارد، اما اغلب پشتوانه کافی از نظر داده و مستندات ندارد. بیشتر این اعتراضها بر تجربههای فردی یا شنیدهها متکی است و در غیاب آمار رسمی از نرخ تخلفات، حجم تراکنشها یا حتی مقایسههای جهانی، استدلالها وزن چندانی پیدا نمیکند. نتیجه آن است که نقدها به جای آنکه ابزار اصلاح باشند، به شعارهایی کماثر تبدیل میشوند.
