«دوازده صفر سه» صرفاً روایت یک تشییع یا ثبت روزانه یک واقعه نیست؛ کتاب تلاشی روایی است که از دل یک خبر آغاز میشود و در ادامه، به تجربه زیسته نویسنده، تاریخ معاصر غرب آسیا و مفهوم کنش جمعی میرسد.
«دوازده صفر سه» را نمیتوان تنها خاطرهنگاری یک تشییع دانست. کتاب از همان ابتدا خود را در نسبت با واقعهای زنده تعریف میکند؛ خبری که هنوز ابعاد و پیامدهایش پایان نیافته و نویسنده در مواجهه با آن تلاش میکند هم حضور خود را حفظ کند و هم فاصلهای برای دیدن و فهمیدن واقعه داشته باشد. همین فاصله، یکی از ویژگیهای مهم اثر است؛ فاصلهای که مانع میشود روایت در هیجان لحظه گرفتار شود و در عین حال، آن را از تجربه شخصی نویسنده جدا نمیکند.
«دوازده صفر سه» اما در مرز خبر متوقف نمیماند. روایت هرچه پیش میرود، از گزارش صرف واقعه فاصله میگیرد و به جستاری روایی نزدیک میشود؛ جستاری که خبر، ماده اولیه آن است اما موضوع اصلیاش فراتر از خود خبر شکل میگیرد.
