
جهان از دید چشم یک حیوان؛
وقتی چهارپایان داستانهای انسان را تعریف میکنند
گاهی برای فهمیدن جنگ، تبعید و حس خانه، باید جهان را از دید چشم یک حیوان دید؛ جایی که انسان دیگر مرکز جهان نیست، بلکه یکی از موجودات سرگردان آن است.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) از آتلانتیک، در ادبیات، گاهی حقیقت از دهان کسانی بیرون میآید که هرگز نمیتوانند سخن بگویند. اسبها، خرگوشها، گربهها و سگها سالهاست که راوی داستانهایی شدهاند که در ظاهر درباره حیواناتاند، اما در عمق، چیزی جز روایت انسان نیستند. شاید عجیب باشد که نویسندگان برای فهمیدن ما، به سراغ موجوداتی میروند که زبان ما را ندارند؛ اما همین ناتوانی، راز قدرت آنهاست.
رمان اتنا نوشته پل یون، که داستان یک سگ نظامی را از زبان خودش روایت میکند، یادآوری میکند که جنگ را میتوان از جایی دید که در آن مفاهیمی چون مرز، وطن و ایدئولوژی بیمعنا میشوند. برای یک سگ، جنگ نه نبرد ملتها، بلکه گم شدن بوی خانه است. او به جبهه برده میشود، آموزش میبیند، زخمی میشود، دوستانش را از دست میدهد و سرانجام درمییابد که بزرگترین آرزویش نه پیروزی، بلکه بازگشت است. بازگشت به جایی که زمانی جهانش بود.
