مدیران بسیاری هنوز هوش مصنوعی را صرفاً ابزاری برای سودآوری سریع میبینند، اما کارشناسان هشدار میدهند که ارزش واقعی این فناوری در تغییر فرهنگ کار و بازآفرینی فرآیندهای سازمانی نهفته است. اگر سازمانها تنها به بازگشت سرمایه کوتاهمدت دل ببندند، فرصت تحول بنیادین را از دست میدهند. با این رویکرد همواره با مثلث برمودای هوش مصنوعی، برای برقراری تعادل میان هزینه، کیفیت و سرعت، دستوپنجه نرم خواهند کرد.
یکی از خطاهای رایج در میان مدیران ارشد، آغاز بررسی هوش مصنوعی با این پرسش است که «آیا میتوان از این فناوری مستقیماً درآمد کسب کرد؟». بر اساس دیدگاه سیلوان دورانتون، متخصص فناوری در شرکت مشاوره بوستون (BCG)، این رویکرد نقطه شروع مناسبی نیست. به گفته او، ارزش اصلی هوش مصنوعی در ایجاد تحول در شیوه کار افراد و فرآیندهای سازمانی نهفته است، نه صرفاً در درآمدزایی مستقیم. در نتیجه، سازمانهایی که صرفاً به بازگشت سرمایه کوتاهمدت میاندیشند، معمولاً فرصت ایجاد تغییرات بنیادین و پایدار را از دست میدهند.
دورانتون همچنین یادآور میشود که ارزیابی سودآوری هوش مصنوعی دشوار است، زیرا مقیاسپذیری آن با چالشهایی همچون نیاز به زیرساخت مناسب، فرهنگ سازمانی همسو و صرف زمان همراه است. پیام اصلی این است که بهرهگیری مؤثر از هوش مصنوعی مستلزم نگاهی فراتر از شاخصهای مالی است؛ باید بررسی شود که این فناوری چگونه میتواند شیوه کار، فرآیند تصمیمگیری و مسیر نوآوری در سازمان را دگرگون کند.
